چند هفته ای میشه که مطهره واسه خودش دوستان خیالی پیدا کرده

دو شخصیت پرینا و شاپرک که دقیقا معلوم نیست از کجا اسماشون رو در اورده ولی حدس میزنم پرینا رو از روی اسم دوست من پریناز برداشته و شاپرک رو یه بار که داشتم بهش نشون میدم گفتم بعضی دخترها اسمشون شاپرکه گذاشته باشه

اینقدر در مورد این دو موجود حرف میزنه که الان دوست و آشنا و فامیل هم می شناسشون

فقط کافیه خاطره ای از خودم یا خودش یا هر کس دیگه ای تعریف کنم فورا اسم شخصیت اصلی خاطره رو تبدیل می کنه به پرینا و همون رو تحویل خودم می ده

یا مثلا پند و اندرزی بدم ، فورا میگه پرینا همون جور کار انجام میده که من میگم

مثلا اگه بگم آدم وقتی مریض بشه باید بره دکتر و داروهاشو بخوره

فورا میگه پرینا هر موقع مریض میشه میره دکتر ، داروهاشم میخوره ، آمپولش هم میزنه و ....

یا مثلا پرینا خیلی دختر خوبیه ، تو ماشین عقب می شینه و گریه هم نمی کنه بگه مامان مامان بیا کنار من

یا ....

خلاصه عالمی داریم با این پرینا و شاپرک ما

 

البته وقتی نیاز باشه شخصیتهای دیگه ای هم وارد داستانش کنه اسم های کاملا من دراورد با تلفظ سخت از خودش در میاره مثل اُترسی ، وِستابِم بِم یا اَترسیا و....

 

..................................................................................................................

پ ن : عکس؛ مطهره در خانه مادر بزرگ