تو یکی از پستها نوشته بودم همسایه ای داریم که هر یکشنبه بدون حتی یه استثنی برای امام زمان مراسم داره ، حدیث کسا میخونن و سخنرانی هست و گاهی مداحی و بعد هم شام میدن و در مراسم های تولد ائمه و اعیاد مذهبی هم مراسم مولودی دارن

یه مجلس ساده و بی ریا که درش به روی هر کی بیاد بازه و من همیشه در حیرتم چه جوری آدم باید اینقدر توان داشته باشه و همت که سر قراری که یه وقتی و یه جایی با خدای خودش گذاشته باشه و خسته نشه و برای این تعداد آدمی که معلوم نیست دقیقا چند نفرن غذا بپزه

تو یه خونه اجاره ای و دیگ و اینها هم تو همون محل برگزاری مراسم

حدود 6 سالش رو که من خبر دارم و همسایه ایم این مراسم برقراره ، حالا از چه وقت قبل بوده نمیدونم

ما دیر اهلی این مجلس شدیم ولی حالا دیگه دل کندن ازش آسون نیست

 

الغرض :

حدود 70-80 درصد آدمهایی که میان ، پایه ثابت هستن ، فامیل هستن و همسایه

مجلس پر از بچه است

بچه هایی که مادرهاشون دوران بارداری و شیر دهی رو تو این مجالس گذروندن

بچه های سن مطهره خیلی زیادن

ولی یه چیز خیلی جالب که شاید تو کمتر مجلسی برقرار باشه اینه که بچه های این مجلس به این مراسم "خو" گرفتن

اهلی شدن حسابی

دیگه خیلی نیازی به سرگرم کردن توسط مادراشون ندارن ، خودشون با خودشون و دوستاشون آروم سر گرم هستن

از چراغهای خاموش نمی ترسن و بدشون نمیاد

بهانه تموم شدن مراسم رو نمی گیرن

تعداد زیادیشون می نشینن و تو اون تاریکی سینه میزنن و گاه اروم گریه می کنن (البته از سن مطهره بزرگتر )

از جذابیت های ظاهری مراسم هم خبری نیست مثل سنج و طبل و زنجیر و اینها

یعنی اصلا من تو این 6 سالی که تو مشهدم چنین چیزهایی ندیدم البته نزدیکیهای حرم و بعضی محله ها از این دسته ها میاد که بیشتر هم مال شهرستانهاست ولی اینجا انگار بیشتر همین مجالس نرم و آروم و روون مسجد و خونه ها برگزاره و در دو ماه محرم و صفر در هر محله ای خونه ای هست که ده روز - ده روز مراسم داشته باشه

بر عکس شهرهای دیگه به خصوص اراک که بیشتر خبر دارم که همه یچ تا همون شام غریبان بیشتر نیست و مراسم هم بیشتر سر و صدای طبل و دهل و اینها داره تا کیفیت

...

خلاصه خوشحالم که رزق معنوی مراسم های محرم و صفر و ماه رمضون و کل سال ما همین نزدیکی است

و جایی که همه خانه زاد این مجلس ها شدن

مطهره هم عاشق اونجا شده و ارادت ویژای به مراسم ها داره

به خصوص به 40 تا "الهم عجل لولیک الفرج" ی که پایان هر مراسم میخونن

دستهاشو تا جایی که میتونه میاره بالا و مودب میخونه

دوست دارم و از خدا میخوام مهر و محبت 14 معصوم تا اعماق دلش ریشه بزنه و هرگز سر از این آستان بر نداره

 

…………………………………………………………………………….

این شعر این روزها بدجوری با دلمان بازی می کند