سلام کوچولوی من خوبی عزیزم ، من که خوبم و به قول دوست جان مجموعه ای که خوبه حتما زیر مجموعه هاشم خوبه دیگه ! پس تو هم خوبی انشاالله

هفته هفتمت گذشت و کلی تغییر کردی ، این هفته در مجموع خوب بود ، به غیر از یه روزش که خیلی ناجور شده بودم ، حساس و بد ، حالم از خودم بهم میخورد ، کلی با بابایی غرغر کردم ، کاری که از من به ندرت سر زده تو این 4 سال و نیم ، میدونی که چقدر دوستش دارم و دوست ندارم رابطمون تحت هیچ شرایطی بد بشه و خداییش بابایی همیشه بیشتر از من مراقب رابطمون هست ...

اما شنبه بدجوری این هورمونها زده بود بالا ، ولی خب خدا رو شکر اوضاع درست شد ، به همت امین گلی من و خودم که نخواستم ضربه فنی هورمونها بشم و دوباره اوضاع مثل قبل مرتب شد ...

میدونی عزیز ، هرگز دوست ندارم جسمم ، روحمو تحت تاثیر قرار بده ، همیشه دوست دارم مهار نفسم تو دست خودم باشه و این رو تو پرهیزها و مراقبت هایی که داشتیم ( تو کنترل خور و خواب و خشم و شهوت ) بیش از پیش تو کنترل خشم به دست اوردم ، یعنی حفظ آرامش در تمام لحظه ها ، نشاندن تخم سکوت پشت واژه ها که بیخودی نیان و دلخراشی نکنن و خدا رو شکر خیلی به این مهار رسیدیم

حالا هم بگم ، اگه خدا یاری کنه نمیخوام هیچ هورمونی مهار اعصابمو تو دست بگیره

کوچولوی خودم برامون دعا کن خیلی زیاد میدونی چقدر محتاجم ...