خب این پست ما رو مجردها , کلا اونایی که بچه ندارن , یا خیلی پاستوریزه ان نخونن

درک لذت این پست فقط واسه مادرایی مقدوره که این مرحله رو سپری کردن

اینجا مینویسمش که هم اگه موندیم زنده و این مطالب هم بود برای تجربه های بعدی !!! ازش استفاده کنم , هم مادرایی که میخوان از تجربه من استفاده کنن

خب , این همه مقدمه ای بود برای نوشتن پست " از پوشک گرفتن بچه "

راستش خیلی وقت بود که با خودم کلنجار میرفتم دختری رو از پوشک بگیرم , نشانه ها و علامتهایی درش دیده میشد که نشون میداد توانایی دستشویی رفتن رو داره

اما این علائم چی بودن :

1. توانایی دویدن داشتن (خب این واسه چیه به نظرم واسه این علامت خوبیه که میدونی تسلط رو ماهیچه هاش خیلی بیشتر از قبل شده )

2. خشک بودن پوشک حدود سه – چهار ساعت

3 . خیلی از شبها پوشکش تر نمیشد

4 . وقتی جیششو میکرد میگفت بریم دسشویی

5 . خوب صحبت میکرد (البته این لزومی نداره ها )

6 . حرف هم خوب حالیش میشد (در سطوح فهمیدن  دستورات نسبتا پیچیده حتی , البته در حد دستوارت ساده فهمیدن هم کفایت میکرد )

.....

خلاصه این شرایط مهیا بود , فقط مونده بود رو خودم کار کنم , که همت کنم و یه مدتی دربست چشم بدوزم به م.ط ه ر ه و هی بپرسم جیش داری , پوشک نداریها , جیش کنی خونه کثیف میشه ها و جیش داشتی به مامان بگیها و ....

دنبال یه زمان میگشتم که کار کمتری داشته باشم , کمتر رفت و آمد مهمونی , مسافرت یا خرید داشته باشم ...

بالاخره بعد دوسه ماه کار کردن رو خودم بالاخره 10 مرداد یعنی یه روز قبل از این که دخترک 20 ماهگی رو تموم کنه , پروژه رو استارت زدم .... ( و ماه رمضون فرصت خوبی بود )

روز اول 1 خطا , روز دوم 1 خطا , روز سوم دو خطا , تا اینجا خودم به زور میبردمش دسشویی یعنی هر سه ساعت به زور .... بعد حدود نیم ساعتی تو دستشویی براش بساط آب بازی رو مهیا میکردم و مشغولش میکردم تا بالاخره دسشویی میفرمودن ...

روز سوم که دو خطا داشت بدون این که به من بگه (وقتی جیش میکرد میگفت ریخت , جیش داشتی به مامان بگویی ها , زینب تو دسشویی جیش میکنه , مریم تو دسشویی جیش میکنه و .... ) یعنی حرفهای خودم رو به خودم تحویل میداد ...

خلاصه نا امید شدم ولی خب با خودم گفتم 5 روز صبر میکنم بلکه نشانه پیشرفت رو ببینم , همون شب خودش اعلام کرد که جیش داره و به دسشویی رفتیم و کلی تشویقش کردم البته از نوع بوس باران و دست زدن ....خودش هم خوشحال شد و فردا هم 1 بار خطا کرد البته سخت مشغول بازی با بچه ها بود ولی این آخرین بارش بود , روزهای دیگه بدون مشکل حتی وقتی رفته بودم خونه همسایه (فقط تو خونه اونها شو.رت آموزشی براش پوشیدم برای احتیاط ) دوبار جیشش رو گفت , شبش افطاری باغ دعوت بودیم باز هم گفت و مامانش رو بسی مسرور کرد و خلاصه الان بعد گذشت یک هفته میتونم بگم که از پیشرفتش بینهایت راضیم

اما نکته ها :

1 . دخترک کلا کم جیش هستش

2 . تو این مدت حتی وقتایی که 12 ساعت متوالی خوابیده بود , با صرف چند وعده شیر در خواب و آب قبل خواب باز هم زیرش رو خیس نکرد

3 . تو دسشویی بساط آب بازی براش فراهم کردم البته هر روز مدت زمان موندن تو دسشوییِ بعد جیش کردنش رو کاهش دادم و با بهانه ای مثل نقاشی کشیدن , بازی یا خوردن می کشیدمش از دسشویی بیرون

بعضی اوقات ماژیک دسشویی بردیم و دو تایی نقاشی کردیم

4 . دخترک با پی . پی هم مشکلی نداشت چون بعضی بچه ها میترسن , البته ببخشید ها ولی من چند بار با خودم دسشویی برده بودمش و کلا از جریان دسشویی و اموراتی که توش میگذره با خبر بود ( به نظر من خیلی تاثیر گذاره این موضوع تو یاد گیری )

5 . الان دیگه ماژیک کلا کنسل شده با بهانه های مختلف

6 . آب بازی هم به مرور دارم ابزار آلاتش رو کم میکنم

نکته حائز اهمیت اینکه جایزه مایزه های سنگین براش نذاشتم , همون نقاشی و بوس باران پی در پی و فشارهای متوالی و مرتب در حرف زدن تشویق کردن کفایت کرد

خلاصه تا اینجا به لطف خدا موفقیت آمیز بود

امیدوارم همه مادرها موفق باشن در این امر خطیر ....

این بود انشای من

خدا را سپاس به خاطر نعمتهای بیشماری که به من عطا کرده

......................................................................................................................

پ ن : عکس 18 روزگی م ط ه ره , مربوط به وقتی که صفر کیلومتر بودیم در امر بچه داری , اما خداییش به لطف خدا اصلا سخت نبود و خیلی خیلی زود گذشت , لحظه های بودن باهاش رو هر لحظه دوست داشتم و هیچوقت برای دوران بعدی انتظار نکشیم , حتی برای اینکه کاش یه روزی بشه دیگه پوشکش نکنم , خدا رو شکر که این روحیه رو به من بی لیاقت ارزونی کرد

 پ ن 2 : شده بود طنز , می پرسیدم وقتی جیش داری به مامان جون .... میگفت می گویه

همه مرتب قسمت اولش رو میگفتن بچه با این فعل تمومش میکرد