راستش این وبلاگ رو برای خودت ساختم و خودم و دوستانم

برای خودم چون بعدها برگردمو یه مروری بکنم بزرگ شدنت رو

و برای خودت که اگه یه وقت خواستی بدونی مراحل بزرگ شدنت چه جوری بوده یا احساس من تو هر کدوم چه جوری بوده یه مرجعی داشته باشی , یا مثلا بدونی من کجاها در موردت اشتباه کردم , یا کجاها خوب عمل کردم , برای خودم هم خوب خواهد بود

و برای دوستانی که از نزدیک نمی بیننت ولی دوست دارن بدونن الان تو چه مرحله ای از رشد هستی

یه دفتر هم دارم , ولی خب کمتر حس نوشتن اونجا دارم , هر چند خیلی دوست دارم دست خطی از من هم داشته باشی , ولی اینجا نوشتن برام آسونتره

مادرانه ها و فهمیدنهای مادرانه رو خیلی قصد ندارم اینجا بنویسم , اونها رو تو اون یکی وبلاگم نوشتم که البته حذف شد , بعدش هم در اثر یه بی احتیاطی کل آرشیوی که ذخیره کرده بودم هم از بین رفت

اما خب بد نیست گاهی اینجا هم یه مادرانه هایی بنویسم

از وقتی نوشته های دکتر سلطانی رو خوندم و خوب روشون فکر کردم به این نتیجه رسیدم که در مورد نشون دادن تواناییهای تو به اطرافیان خود دار باشم , به قول دکتر با بچه هامون شو ندیم و اونها رو در معرض "دیده شدن " که آفات زیادی برای شخصیتشون داره قرار ندیم

مثلا در حضور دیگران هی نخوایم شعریا سوره ای که بلدی رو بخونی , رنگها رو بگی , اشکال هندسی رو بگی و یا هر توانایی دیگه ای

به جد تو این قضیه اعتقاد دارم که مشک آن است که ببوید نه آنکه عطار بگوید

توجه ها رو بهت معطوف نکنیم تو مجالس , بذاریم که روند همون جوری طی بشه که باید

اما اینجا بنا به همون دلایلی که نوشتم از تواناییهایی که خدا بهت لطف کرده و به من خواهم نوشت مگه اینکه متوجه بشم افتهایی داره

بنا فعلا بر اینه تا خدا چی بخواد

خدایا خودت یاریمون کن امانتی که در اختیارمون قرار دادی رو درست بهت تحویل بدیم اونجوری که دوست داری نه اونجور که دوست داریم