راست راستش دوست نداشتم مطهره چادری بشه، یعنی نه اینکه دوست نداشتم دقیقا

بهتره بگم دوست داشتم جوری تربیت بشه که خودش حجابش رو انتخاب کنه

بیشتر روی حجاب درونی و به خصوص حیاش دوست داشتم مایه بذارم

مثلا من سعیم بر اینه که هرگز تاپ تنش نکنم و یا پیراهن بدون جوراب ، یا لباس تنگ و ....

ولی الان که در سن تقلیدی هستش به شدت تمایل داره که چادر سرش کنه

خیلی با خودم جدال درونی کردم و تو مذاکره با همسری تصمیم گرفتیم تصمیم رو به جناب پادشاه (دخترمون در 7 سال اول ) بسپاریم و همچنان که در انتخاب لباسهای دیگه برای بیرون رفتن ازاده (با نظارت ما ) در این جا هم ازاد باشه

حالا دخترک خیلی وقتها چادر و مقنعه میکنه و با من بیرون میاد یا مثلا چون با مادربزرگ مطهره تو یه ساختمون زندگی می کنیم، خیلی وقتها من با چادر میرم بالا پیش اونها (به خاطر حضور عموهای مطهره ) اون هم به شدت اصرار داشت که با چادر بیاد، تازگیها راضیش کردیم که شما اشکال نداره وقتی عموها هستن چادر نپوشی

چادرش چادر معمولیه و زیر گلوش دکمه جفتی (اراکیها بهش میگن دکمه قابلمه ای ) گذاشتم و خیلی باهاش راحته

بیشتر هم میگه چادر مشکی بپوشه که البته خیلی وقتها راضیش میکنم به چادر معمولی

 

جالبه که عروسک محبوبش (الهه خانوم )هم باید همون حجاب رو داشته باشن هر جا که باهاشون میخواد تشریف ببره

با اینکه اصولا بچه گرمایییی هستش و هیچ پتویی رو تاب نمیاره، با چادر هیچ مشکلی نداره

و از وقتی راه افتاد بدون اینکه چادرش رو زمین کشیده بشه کامل جمعش میکرد و باهاش راه می رفت .

خلاصه خداوند آخر و عاقبتش رو به خیر کنه

همه بچه ها رو ان شاءالله

اینجا نوشتم که بدونه خودش انتخاب کرد، ما قصد انتخاب براش نداشتیم