نوشته بودم که برای مطهره فقط یه عروسک خودم خریده بودم و 5-6 تا عروسک دیگه رو موقعی که دنیا اومد براش کادو اوردن ،  تا چند ماه پیش علاقه ای به بازی باهاشون نداشت ، بعدش که کم کم علاقمند شد ، تقریبا با همه  (غیر از دو تا بزرگهاش) به یه اندازه بازی می کرد

من همه عروسکهاشو به نام کسی که اون عروسک رو براش اورده بود نامگذاری کرده بودم

تا حدود یک ماه پیش همه چی عادی بود

از یه ماه پیش پیله کرده بود به یه عروسک که اسمش الهه بود که عروس داییش براش اورده بود

همه جا همراهش می برد ،مسجد، مهمونی، حرم ، پارک ، یعنی یک دستی با چادر و کیف ،این عروسک رو هم حمل می کرد ، از سرسره بالا می برد با خودش پایین می اورد ، تاب بازی

خلاصه رفیق شفیقش شده بود(لازم به ذکره موقع بردن این موجود به حرم دچار معضل شدیم و نزدیک بود بگو مگویی با خادمین حرم داشته باشیم ، همون جا اون بخت برگشته رو دور از چشم مطهره جراحی کردم و محتویات الکترونیکی شکمش رو کاملا خارج کرده بودیم و این در حالی بود که مطهره در حالیکه صحنه رو نمی دید از فراغ الهه مثل ابر بهار اشک می ریخت )

 

 

چند روز پیش به سرم زد که در یک اقدام فرهنگی براش عروسک ببافم ، تو وبلاگ سه دختر من ، یه کتابی معرفی کرده بود به نام کتاب عروسک های بافتنی

با دل نگرونی ، خرید اینترنتیش کردم ، یعنی خیلی مطمئن نبودم که خوب توضیح داده باشه و بتونم ببافم

خلاصه کتاب رو که خریدم ، یه دو هفته ای تو خونه بود و سراغش نمی رفتم تا اینکه انس مطهره هی به اون الهه بیشتر می شد

خلاصه پنجشنبه دست به کار شدم و کوچکترین عروسک کتاب رو که 7 سانت بود بافتم ، خودم کلی ذوق کردم

خیلی زود بافته شد ، یعنی مطهره تا خواب بعد از ظهرش رو رفت من عروسک رو بافتم

،مطهره وقتی بیدار شد کلی از دیدنش ذوقمند شد

و از اونجایی که به مقوله مامان و بچه خیلی علاقمند بود دستور فرمودن که مامان جون ، مامان این عروسکه رو هم بباف

همون شب شروع کردم و خلاصه تا شنبه صبح حدودا تکمیلش کردم و کلی "عشق" و "نیت خوب" چاشنی بافتش کردیم  

و نهایتا "گل باقالی خانوم " و "نخودی" رو جایگزین الهه فرمودیم

و بسیار خوب با هم اخت شدن 

هر چند اون الهه به دست مطهره مسلمون شده بود و نماز خون بود و چادری ولی گفتیم حالا که میخواد انیسش باشه ساخت دست خودمون باشههمین جا از خانم فرزانه مستعلی که تو کتاب عروسکهای بافتنیش بسیار خوب و کامل مراحل رو توضیح داده بودن کمال تشکرم رو اعلام می کنم

اگر بافتنی رو در حد ساده بافی بلد باشین می تونین از این کتاب به خوبی استفاده کنین

البته من از لحاظ کاموا در مضیقه بودم و از ته کامواهایی که چند سال پیش به همین منظور خریده بودم و کنار بود استفاده کردم و تا تکمیل شد کامواها هم تموم شد  ، حالا قرار شده همسایه ها یاری کنن هر چی ته کاموا دارن بدن ، شاید عروسکهای دیگه ای بافتم