چقدر بچه ها با فرق دارند.

چند شب پیش یکی از دوستان خانوادگیمون اومده بودن خونه مون ، از آخرین باری که دخترشو می دیدم 10 ماهی می گذشت ، ریحانه 6 ماه از مطهره ما کوچیکتره

ریحانه در خیلی از خصوصیات دقیقا 180 درجه با مطهره فرق داشت

مثلا وقتی وارد خونه ما شد انگار صد ساله میاد خونه ما و میره ، راحت سر کشو های اسباب بازیهای مطهره می رفت

با وسایلش بازی می کرد و .....

کاملا پر جنب و جوش

مامانش می گفت هیچ کتاب سالمی نداره دقیقا بر عکس مطهره که از  9 ماهگی کتابها رو خیلی با دقت فقط ورق میزد و نگاه می کرد

یه دختر که مامانش میگفت واقعا بیرون رفتن باهاش سخته و خیلی خیلی ازش انرژی می گرفت هر کارش مثل خوردنش ، خوابیدنش

میگفت خونه هر کی میریم ، سریع از میز تلوزیونشون بالا میره و....

کلا اهل بریز و بپاش

میگفت یه سفره درست و حسابی از دستش نمی تونیم پهن کنیم ، این در حالیه مطهره از ماهها پیش خودش داوطلبانه و با اشتیاق در پهن کردن سفره همکاری میکنه (از ماه رمضون ماه پیش که خیلی خیلی دوست داشت مشارکت کنه )

.....

مثبت و منفی این رفتارها رو کاری ندارم

مدل تربیتیشون هم خیلی نمی دونم که بخوام یه نقد منصفانه ازش داشته باشم

فقط واقعا یه بار دیگه فهمیدم چقدر دو تا بچه حتی یک جنس میتونن متفاوت باشن

....

شاید اولین کار یه پدر و مادر در تربیت فرزند این باشه که بچه شون رو خوب بشناسن ، خصوصیاتش رو

و به این هم باور داشته باشن که تربیت واقعا تاثیرگذار هست ، هر چند ممکنه که برای هر بچه ای قلق خاصی داشته باشه

به تعادل رسوندن بچه ظرافتهای خاصی داره ، هم برای من این قضیه صادقه هم برای اونها


به همین نسبت آموزش دادن برای بچه ها متفاوت میشه

اینکه مثلا من به مطهره شعر یاد میدم و آیه ها رو

علاقه خودش واقعا تاثیر داشته

یه علاقه ذاتی در وجودش به "کلمه" بوده

خیلی زود یه چیزی رو حفظ میشه و خیلی وقتها با خودش تکرار میکنه ، قبلا هم اینجا نوشته بودم ، مثلا گاهی که شیر میخورد اون موقع ها ، شیر خوردن رو قطع می کرد و کلمه هایی که توی اون روز شنیده بود تکرار می کرد و سعی خودش این بود که دقیقا عین اون کلمه رو بگه با تکرار ، خیلی وقتها موقع بازی می دیدیم شعرهایی که جایی شنیده رو داره برای خودش تمرین می کنه

مثلا پدرش گاهی قبل اذون میزنه زیر آواز و یه بیت شعر رو میخونه

مشتاق لقای تو ، نه تنها شده موسی

کاندر دل هر ذره تمنای تو بینم

دو سه باری که خونده بود ، یه جاهاییش رو میخوند تا کامل بهش مسلط شد

یا مثلا این (چند ماه پیش )

ذاتی ز ظهور خویش دم زد

صد گونه صفات مظهر آمد

 

یا این مثلا

غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد

ساقیا باده بده شادی آن کاین غم از اوست

.........

خلاصه اینها رو نوشتم که بگم ، مثلا اگه من در مورد شعر یاد گرفتن و آیه یاد گرفتن مطهره می نویسم چیزی هست که علاقه خودش در اون دخیل بوده

و اگه غیر این بود ، شاید حالا حالاها وارد این عرصه ها نمی شدم

دقت کردن تو تفاوت بچه ها خیلی مهمه

واقعا بعضی پدر مادرها به خودشون بابت آموزش به بچه ها فشار میارن ، یا دچار افسردگی میشن ، یا بچه رو اون وسط با توقعات بیجا له می کنن

دقت کنیم

برای آدمهایی که دغدغه تربیت دینی فرزندشون رو دارن ، مهم اینه که بچه ها رو به سمت و سویی ببرن که حالت بندگی نسبت به خدا در بچه شون به وجود بیاد و از فطرت خداییشون دور نشن و راه این قضیه برای هر بچه ای ممکنه متفاوت باشه