حال دخترم خوبه خدا رو شکر

زخمهای چونه و لبش خوب شدن و جز رد کوچیکی چیزی باقی نمونده ازشون

همه چیز خوبه

الا جای سه دندون خالی

...

وقتی همون اول کار مطهره رو بردیم دکتر وقتی دهنش رو معاینه می کرد (با سختی و در مقابل مقاومتهای زیاد مطهره ) فقط دو تا دندون کامل شکسته بود ولی حین معاینه یه چیزی از دهنش افتاد و اون هم یه دندون بلند ریشه دار بود (دندون جلو بالایی )

همون موقع خیلی تعجب کردم ، من نمی دونستم دندونهای شیری هم ریشه دارن اون هم به اون بلندی

چون همیشه دیده بودم که دندونها وقتی تو 6 سالگی می افتن فقط یه تاج دارن

بعدش که دنبال درمون بودم ، هی تو نت مطلب جستجو می کردم

فهمیدم دندونهای شیری همه ریشه دارن و درست بالای ریشه ها از همون ابتدای امر جوونه دندونهای دایمی قرار داره و هی با بالا رفتن سن جوونه ها رشد می کنن و ریشه دندونهای شیری تحلیل میره تا اینکه وقتی ریشه کاملا از بین رفت در آ خرین مرحله تاج (قسمت بیرونی و ظاهری دندون)  لق میشه و میافته

اینه که آسیبهایی که به دندون شیری وارد میشه ممکنه رو دندونهای دایمی تاثیر بذاره

تازه فهمیدم که چرا این همه دندون شیری و مواظبت از اونها مهمه

.....

درست دو سه روز بعد افتادنش ، سرمای سختی خورد که هنوز آثارش هست ، خودم هم همینطور

سه شب تب شدید داشت  

درست از چهار ماهگی ما نتونستیم به مطهره قطره و دارو بدیم ، همه رو یک جا بالا میاره

از همون موقع ، همش معضلات رو با داروهای گیاهی رفع کردیم حتی همون موقع که اسهال شدید شده بود

به جز تبش که علاوه بر پاشویه از شیاف استامینوفن هم استفاده می کنیم

تو دو سه روز اول این واقعه هم داروها رو تو کلی آبمیوه و شربت میریختیم و به خوردش می دادیم

خدا قسمت نکنه بخوای بچه رو ببری دکتر ، اون هم بچه ای تو سن مطهره که نه خیلی کوچیکه که نفهمه و نه اونقدر بزرگ که دلیلش رو بشه خوب براش توضیح داد

واقعا دندون پزشکی بردن برای ما معضلی شده بود و است

کلی این چند روز دندون پزشکی بازی در اوردیم و توضیح دادیم ، بعدش با کلی دعا و ثنا بردیمش دندون پزشکی

که گفتن باید دو سه تا عکس با زاویه های مختلف بگیریم اگر ریشه ها جابجا نشده باشن و داخل جوونه دایمی ها نرفته باشن نیازی نیست در بیاریمشون وگرنه باید در بیاریم

و ما از اون روز نتونستیم بنا به دلایلی بریم رایوگرافی فک و دندون

بد جور هم مقاومت می کنه

.............

تو آینه خودش رو می بینه میگه چونم خوب شده دیگه قهوه ای نیست ، دندونم هم انشالله خوب میشه

میگم اگر خدا بخواد مدرسه بری در میان

کلی ذوق میکنه که اشکال نداره و دوباره در میاد

........

خوب بگذریم تا خدا چی بخواد

..................................................................................................................

راستی بنویسم که یادم نره درست یازدهم این ماه یعنی وقتی مطهره 2 سال و هفت ماهش تموم شد وارد فاز تخیل شده

کلی برام داستانهای تخیلی میگه که مثلا من یه خاله دارم اسمش فلانه تو خونشون گاو و گوسفند دارن و اینا (ترکیبی از همه داستانهایی که براش گفتم )

خیلی دوست داشتم این مرحله رو تو مطهره ببینم ، برام خیلی جالبه

..................................................................................................................

دارم کشک می سابم و با مطهره بازی کلمات می کنم

میگم یه چیزی بگو اولش مثلا "تَ" باشه یا مثلا "بُ" باشه

حیلی جوابای بامزه ای میده

بهش میگم یه چیزی بگو اولش "سُ" باشه میگه "ثُمَّ رَدَدناهُ"

...........................

دارم اوشین نگاه می کنم !!! میگه این کیه مامان میگم این دختر اوشینه که الان کوچیک بود حالا بزرگ شده

میگه مامان جون اینا چی می خورن اینقدر زود بزرگ میشنقلب