197 . پایان سال چهارم

چهارسال پیش درچنین روزی خدای مهربان من را به نعمت مقدس و زیبای مادری مفتخر کرد . مادری لباسی شد بر تنم که عجیب اندازه خودم بود ، انگار برای خودم دوخته بودندش

برای منی که توی همه سوراخ و سمبه های زندگی دنبال پله رشد می گردم ، مادری نربانی برای رشد در مقابلم باز کرد

نردبانی که هر روز پله جدیدی برای بالا رفتن در مقابلم قرار می دهد ...نردبانی که اگر چه بعضی جاها باریک و فاصله پله هایش بیشتر می شود ولی با لطف خدا هر پله اش را که بالا می روم ، به خدا نزدیکتر میشوم ، هر پله ای را که بالا می روم سرشار از شکر می شوم و ولع و عطشم برای بالا رفتن بیشتر می شود .

مادری پنجره ای در وجودم باز کرد که بیش از آنکه بشود با آن بیرون را نگه کرد ، درونم را نگاه کنم

بنشینم لب پنجره مادری و با دقت ضعف ها و قوت های شخصیتم را ببینم ، کلنگ بردارم  پستی بلندیهای ناسازش را صاف کنم

مادری آیینه ای شد برایم برای دیدن خودم ، واضح تر و شفاف تر

خداگونه های وجودم و آنجاهایی که باید در مقام بندگی و خلیفه الهی به آن برسم را بیشتر برایم ترسیم کرد

مادری مرا بیشتر دست به دامان خدای مهربان کرد ، مرا بیشتر به آستانش متوسل کرد ، غرورها و "منم" های وجودم را فرو ریخت و بیش از پیش فهمیدم بدون خدای مهربان و لطفهای دمادمش هیچ نیستم ...

مادری را دوست دارم

به خاطر تمام خوبیهایی که به من عطا کرد وهمیشه و همیشه به لطف خدای مهربان شکر گزار نعمتش خواهم بود

خدایا فقط خودت می دانی چقدر دوست دارم شکر گزارت باشم

........................................................................................................

به لطف خدای مهربون مطهره عزیزم ، فرشته خوبم چهار سالگی رو پشت سر گذاشت و وارد سال پنجم زندگیش شد

سال چهارم زندگی مطهره ، بی شک سال پر تنشی براش بود ، ورود محمدحسین به زندگی ما ، خیلی چیزها رو در زندگی مطهره تغییر داد ...

تو این وبلاگ خیلی از جزئیات این تغییر نوشتم ، اما یه نگاه از بالا به این یک سال ، چیزی هست به نام رشد که مثل همه رشدها اگر چه دردناک بوده ولی حاصلش دختریه که خیلی بزرگتر از قبلش شده

و حالا نه برادرش یه مزاحمه براش ، بلکه وجودی هستش که باهاش ورجه وورجه می کنه ، شاد تره و در قالب خواهری ظرفیتهای بیشتری از وجودش آماده رشد شده

و من هر روز شاهد صحنه های زیباتری از رابطه این دو وروجک ناز و عزیز هستم  

صحنه هایی که نه وقت نوشتنش رو دارم نه اصلا میشه نوشت ، خیلی هاش رو فقط سعی می کنم تو ذهن و دلم ثبت کنم

برای سال پنجم مطهره آرزو می کنم ، تصویر زیبایی که از خدا در نهان فطرتش وجود داره از طرف ما خراب و لکه دار نشه

سالم باشه

شاد باشه

و قدمهایی که برای رشدش بر می داریم اون رو آلوده به دنیا و بالهای پروازش رو به زمین میخکوب نکنه

خدایا چیزهایی در دل و عقل ما برای تربیتش الهام کن که در مسیر بندگی تو ، کار رو براش مشکل و راه رو سخت و  دور نکنه

اهدنا الصراط المستقیم

 

/ 8 نظر / 38 بازدید
پوران

مبارک است 4امین سالگرد مادری شما و مطهره، همیشه سالم و شاد باشی بانو و دعاهای خوبت مستجاب

مریم

سلام خانمی . امیدوارم همیشه موفق و سربلند باشی . حرفهاتون بسیار زیباست . واقعاً مادرشدن باعث میشه خیلی از من بودنهایی که باعث سقوط ما میشه رو کم کنه . اینکه بدونیم با همه اعتقاد و تواناییهای که قبل از بچه دار شدنمون در خودمون احساس میکنیم بدون نظر و لطف و کمک خدا هیچی نیستیم . هیچ توانایی نداریم و همزمان با تربیت فرزند خودمون رو هم تربیت کنیم . التماس دعای فراوان عزیز

مرجان

مبارک باشه تولد مطهره خانم انشالله موفق و سلامت باشه

مامان پانیذ

سلام اعظم جون تولد چهار سالگیه عزیز دلم مطهره جون مبارک باشه همچنین چهار ساله شدن مادریتون مبارک.امیدوارم خدای مهربون بهترینها روهمیشه براش مقدر کنه.امین برای همه ی دعاهای خوبت [ماچ] خدانگهدار[گل][گل][گل]

مامانی

تولدش مبارک باشه انشاالله. در پناه امام زمان[گل]

طفل معصوم

مبارک باشه و ممنون از نظراتت

سارا

تولد گل دخترت مبارک باشه انشاالله. خودت همه ی دعاهای خوب رو گفتی. انشاالله مستجاب بشه در حقش. و این تولد ها برای ما هم یه پیام داره. اینکه زمان به سرعت داره می گذره و بچه ها دارن بزرگ می شن... یه پیام تکراری اما واقعی

نرجس

الهی آمین خیلی خوب بود این پست. برای همین است که من این قدر مادر شدن را دوست دارم.