158 . غم به خاطرِ امیدوار ما نرسد

 

سه چهار ماه پیش شماره همراه خودم و بابایی رو به مطهره یاد دادم ، چندباری هم بازی گم شدن و پلیس و این حرفها رو بازی کردیم که بدونه اگه گم شد چه جور باید برخورد کنه ، مدتی بود این بازی رو انجام نداده بودیم

چند روز پیش دوباره براش توضیح می دادم اگر جایی که شلوغ بود منو گم کرد ، به کسی که اون رو پیدا کرد شماره من یا بابایی رو بده ، ادرس رو هم که بلد هستش به اونا بده تا ما رو پیدا کنن

یه باره گفت : مامان من میدونم اگه گم بشم همون "امام مهربون" منو پیدا می کنه ، بغلم میکنه میاره خونمون پیش شما 

................................................................................................................

*ما گم شدیم باید بیاد اونیکه چشم ما میشه ...

/ 9 نظر / 9 بازدید
مامان پانیذ

وای عزییییییییییییزم چقدر من دوست دارم این دختر شمارو.خداحفظش کنه براتون.ازطرف من لپشو بکشید ویه بوسم بهش بکنید. خدانگهدارتون

مامان آریا

آفرین به مطهره جون عزیزم البته که همین طوره صد البته امام مهربون اون رو برمی گردونه خونه خدا نکنه گم بشه بله ما گم شدگانیم

شهرزاد

البته وقتی انقدر مطمئنه هیچ بعید هم نیست ... ما هم باید یاد بگیریم مطمئن باشیم

آشنا

کاش ما هم مثل مطهره بودیم.

مامان آریا

اگر تا به امروز هوامون رو نداشتن قطعا این جایی که هستی و هستم و بقیه دوستدارانشون هستن ، نبودیم

مرجان

عزیزم خیلی خوبه که اصلا خاطرش از گم شدن مشوش نمیشه! انشالله همین نگاه همیشه براش بمونه

دختر گل

یه متن خیلی خوب خوندم بی ربط به این جا نبود گفتم بقیه ام بخونن شاید لذت ببرن مثل من و البته افسوس! -افسوس معلم ریاضی هیچ گاه حساب روز های نبودن و بی کسی شما را نگفت! -معلم انشا هیچ وقت نگفت که از محبت یه شما انشا بنویسیم! -جغرافیای ظهورتان را برایمان هیچ وقت ترسیم نکرد! -تاریخ غیبت شما را برایمان شرح ندادند و نگفتند که چه کرده ایم؛که این گونه به تاریخ نبودنتان عادت کرده ایم! -معلم اجتماعی به ما نگفت که در اجتماع شما مردم کسی هست که نظاره گر شماست! -شاید اگر این ها را می دانستیم؛کمتر در پیش رویتان این همه گناه می کردیم! -اشک ها و خوشحالی های پدر و مادرمان از کارنامه ثلث اخرمان یادمان نرفته! -ای کاش یادمان می دادند که کسی هم هست که هرروز کارنامه اعمالمان را می بیند و از اعمال ما شیعیانش شاد و از گناهان ما گریان می شود! ...و حالا همچون روز هایی شده که نیامدن معلم سر کلاس برایمان مهم نبود،که چرا او نیامده؟! -در غیبت شما هم"غم هایتان" را "غصه هایتان" رافراموش کرده ایم و سرگرم بازی دنیا شده ایم![افسوس][افسوس] اللهم عجل لولیک الفرج

مامان بهار

سلام عزیزم! ممنونم که به ما سر زردی و احوال پرسیدی راستش من هم سر میزنم اما فرصت نداشتم نظر بگذارم اما از مطالبت استفاده کردم ان شاا.. که هیچ وقت گم نمیشه نه تو شلوغی نه از مسیر زندگی! با وجود همچین مادری کاش ما هم مثل شما بودیم! [قلب] برای ما زیاد دعا کنید! ممنونم