214 . اندر دو بچه داری

وقتی بچه ها با هم مریض میشن اوضاع سختی پیش میاد 

حالا کارهای خونه و ... بماند که به لطف همسری که سختگیر نیست و بسیار هم همدله تو این موضوع ‌به لطف خداوند مشکلی نیست 

بیشتر سختی کار اینه که "مامان" یکی بیشتر نیست 

و برای دو بچه (یا بیشتر) که هر کدوم یه مامان 100 درصد میخوان در وقت مریضی‌اوضاع سخت میشه 

چند وقت پیش (قبل نوشتن پست قبل ) بچه ها بدجور مریض شده بودن و حدودا یه هفته ای طول کشید، دو سه روزی که مریضی گذشته بود، مطهره شاکی شده بود که تو بیشتر به محمدحسین رسیدگی می کنی

هر چی هم که توضیح می دادی فایده ای نداشت، بیماری محمدحسین شدیدتر بود علاوه بر سرماخوردگی عجیب و غریب، دندون درد هم کلافه و بی تابش کرده بود

دلم برای مطهره می سوخت ولی چاره ای نبود، از هر وقتی برای اینکه بیشتر باهاش باشم استفاده می کردم ولی خب 100 درصد که نبودم

پدر هم هر چه بود و زحمت می کشید، اون فقط بودن من رو می خواست

داشتم عذاب وجدان می گرفتم، دیدم فایده نداره ، عمدی که در کار نیست

بیشتر از این نه که در توانم نباشه بلکه کلا غیر ممکنه

...

اما به هر حال این از درون سوختن "دل" م کم نمی کرد

....

تو اون اوضاع بچه ها حال بازی هم نداشتن وقتی دوباره خوب شدن و خونه رو به هم می ریختن و وسایل توی کابینت به همت محمدحسین وسط خونه ولو می شدن کلی از اینکه سالمن شاکر بودم

البته این هم از امیدوارمِ پست پیش چیزی رو کم نمی کنه 

/ 2 نظر / 33 بازدید
شهرزاد

بهتون گفتم دادشم خیلی شیطون و ناآروم بود همه ی وقت مامانم براش کم بود خیلی کم در همه حالات سالمی و مریضی از اینکه همه وقت مامانم رو میگرفت ناراحت نبودم و سعی میکردم کمتر مزاحمت ایجاد کنم اما اون خیلی شلوغ بود و همه آرامش منو گرفته بود برای همین الان از دوبچه داشتن خیلی میترسم هر چند همسرم هم دیگه بچه نمیخواد ولی من واقعاً میترسم

مرجان

خب خدا رو شکر که بهترن. علی هم گاهی میگه تو حواست به امیر بیشتر از منه ولی خدا روشکر علی فعلا باباییه[نیشخند] البته نسبت به قبل خودش بیشتر به سمت من گرایش پیدا کرده