145 . حباب

 

مطهره زیاد از کلمه چرا استفاده میکنه
یه مدتی که کلا کلید کرده بود ، هر کار بهش می گفتی انجام بده ازت می پرسید چرا
اصلا هر جمله ای که می گفتی یه چرا میذاشت اولشو تحویلت می داد
ولی چند روز پیش اولین سوال درست و حسابیش رو پرسید ، من باب ثبت اولین ها می نویسمش
مامان چرا این بطریه که من شبا میذارمش روی میز ، صبح که پا میشم آباش دایره دایره ای میشه؟
  .........................................................
بعدا نوشت : به این لینک برین ، ارزش خوندن و فکر کردن و جواب دادن داره


/ 8 نظر / 27 بازدید
مامان آریا

امان از چرا ! آریای ما هم فکر کنم از دو سالگی روزی چندین تااااااااااا چرا می پرسه خیلی هاش درست هستند ولی مشکل موقعی پیش میاد که برای جوابی که دادیم هم چرا میگه و تا آخر این چرا ادامه داره مثلا از چراهای معمولیش میگم میگه چرا هویج رو نخوردی ؟ میگم میل نداشتم میگه چرا میل نداشتی ؟ میگم چون الان نمیخوام بخورم بعدا میخورم میگه چرا الان نمی خوای بخوری؟ دیگه ما یه روشی ابداع کردیم در جواب چراهای بی پاسخش میگیم: چونکه برای اینکه زیرا برای اینکه مثلا در نقطه آخر یه پرسشی که میگه چرا ؟ و جوابی ندارم میخندم میگم : زیرا برای اینکه ! حالا ناقلا خودش هم یاد گرفته یه وقتهایی که درباره کاری که انجام داده یا نداده میگیم چرا؟ از ایده خودمون استفاده میکنه میگه : چونکه برای اینکه ! البته از اونجایی که دنیای بچه ها بسیار صادقانه است خیلی وقتها جواب چراهامون رو میده

مامان آریا

این کامنت فقط محض گذاشتن آدرسم بود اگر قابل بدانید و لینک بفرمائید[چشمک]

مامان آریا

خدایی دیگه یه وقتهایی اینقدر توی چرایی یه چیز معمول و بدیهی گیر میده و چرا چرا میکنه که چاره جز گفتن : زیرا برای اینکه و خندیدن ندارم [خنده]

معصوم گلی

حالا چی جواب دادی شما مامان خانوم؟! [نیشخند] کنجکاویم دیگه دست خودمون نیست..

گلاب(مامان حسناسادات)

سلام یکی از خواننده های پر و پاقرص وبتونم خواستم یه تشکر اساسی واسه مطلبهای تربیتیتون بکنم برای من که مفیدند ولی هنوز نتونستم کاربردیش کنم،آخه دختر من خیلی با مطهره جون شما فرق داره،دختر کاملا حرکتی و پرفعالیتیه و هنوز هم زبون باز نکرده،حس می کنم نمی تونم آموزشش بدم دعا کنید برام که اول خودمو آدم کنم بعد بچه مو دعا کنید برام که مثل شما دوستای پایه ای پیدا کنم که دغدغه مون تربیت خودمون و بعد بچه هامون باشه.

معصوم گلی

والا یه چیزایی بلد بودم شک داشتم درسته یا نه، محض حفظ آبرو یه سرچی کردم و دیدم حدسم درسته!! خخخ (آدم به چه کارهایی که وادار نمی شه [عینک] ) قضیه برمی گرده به گازهای محلول در آب (اکسیژن و نیتروژن و...) و کاهش حلالیتشون در اثر افزایش دما و کاهش فشار اتمسفر و خلاصه دیده شدن این گوگوری ها در آب!! [شرمنده] نمره مون چند می شه حالا؟!! [چشمک][نیشخند]

مامان پانیذ

سلام دوست عزیزم سال نو مبارک(باکلی تاخیر)انشاالله سالی پرازخیروبرکت واتفاقات خوب درپیش رو داشته باشید.چقدر عقب افتادم تواین مدت کلی پست گذاشتید.محمد حسین عزیز ماشاالله چه خوشگل ونازوبزرگ شده.مطهره جونم چه معلم خوبی شده.خیلی لذت بخشه که اینطوری حاصل تلاشتونو میبینید.خدابراتون حفظشون کنه.راستی تویکی از پستها درمورد سویا گفته بودید که منم یکبار از شبکه ی قرآن از یکی از دکترای طب سنتی که صحبت میکرد شنیدم که توی طب سنتی به سویا خوشبین نیستند وبهتره که خورده نشه چونکه سودا آوره وتجمع سودا در بدن خوب نیست نظرشون در مورد قارچ هم همینطور بود گفتنداز نظر این طب سویا وقارچ خوب نیستند وخوردنشون توصیه نمیشه. منم وقتی این پستو دیدم گفتم بهتون بگم این چیزی بود که من شنیدم دیگه حالا نمیدونم چون خودم وقتی شنیدم خیلی تعجب کردم چون همه جا از سویا به عنوان جایگزین گوشت صحبت میشه ومیگند خیلی خاصیت داره ولی ایشون این نظررو دادند. امیدوارم همیشه خوش وخرم باشید ووبلاگتون پر از پستهای جدید از جریان زندگی بادوکودک گل.ببخشید اگه صحبتهام با این پست ربطی نداره. خدانگهدارتون

مامان پانیذ

راستی یادم رفت بابت پستهای داستانها ازتون تشکر کنم وهمینطور بابت پستهای آموزنده ی تربیت دینی چون من همیشه توی مادر بانودنبال نوشته های شما بودم وهستم که اینطوری همشون اینجاند.عالی بود.ممنونم خدانگهدار