168 . مثل یک معجزه

 

آن حرکتهای بی اراده آغازین تبدیل شده است به چنگ زدن و قاپیدن هدفهای متحرک

...

در جریان رشد همه چیز شبیه یه معجزه است

همه اش

و برای من همیشه

کلام

سخن گفتن

یک معجزه بزرگ است

اینکه یهویی یه طفل ناتوان که تا چند ماه پیش ، اصلا نبود بتواند کلام آغاز کند

به لطف خدا معجزه سخن در محمدحسین هم آغاز شد

دیشب شروع کرد

با ...با

با با

..

..................................................................................................

مقایسه بیخودی شاید باشد ولی رکورد خواهرش رو شکست

اون 6 ماه و 14 روزش بود که شروع کرد و این 5 ماه 18 روز

/ 4 نظر / 24 بازدید
مامان پانیذ

سلام اعظم بانو جان ماشاالله محمد حسین عزیزم چه نازه[ماچ][ماچ]همیشه وقتی به پانیذ نگاه میکنم یاد اون روزیکه به دنیا اومده بودو هیچ کاری به جز شیر خوردن نمیتونست بکنه می افتموناخودآگاه شروع میکنم به تعجب کردن واین احساسمو برای بقیه هم تعریف میکنم وبه الانش که نگاه میکنم میبینم معجزه های خدای مهربونمونو.هرکاری که میکنه من یاد ناتوانیه روزهای اول زندگیش می افتم.خدابچه های گلتونو زیر سایه امام زمان حفظ کنه. خدانگهدار

دختر گل

[قلب][ماچ]

سارا

ماشاالله چقدر زود. اسفند دود کن. باهاش تمرین کردی؟ یا خودش گفت؟ البته کوثر یه موقع هایی توی گریه می گه: «مِ مِ» کلمه ای که ما اصلا بهش نگفتیم و کارایی نداره توی خونه مون. چقدرم ماشاالله پسرت نمکیه. خدا حفظش کنه.

مرجان

ماشالله به نظرم یه جور تمرین برای ادای حروفه در راستای همون آغون و .... معنای خاصی که مد نظرش نیست...هست؟