219 . دخترم و قرآن

درست پارسال همسن موقع ها بود که تصمیم گرفتم محمدحسین رو که روی پا میذارم براش قرآن بخونم و بعد چند وقت دیدم آیاتی که می خوندم رو مطهره حفظ کرده 

بعدش گفتم به جای اینکه سوره های مختلف بخونم بیام مدونش کنم و هر دو سه هفته بپردازم به یه سوره تا جایی که مطهره خوب خوب حفظ بشه 

یعنی یه تیر و دو نشون 

البته از همون اول برنامه زیری نکردم 

گفتم اینقدر می خونم که خوب براش جا بیفته و برام اصلا مهم نیست چقدر طول بکشه 

گاهی یه سوره تا یه ماه هم طول می کشید نه اینکه نتونه حفظ کنه ها 

چون خیلی وقتها محمدحسین با روی پا خوابیدن نمی خوابید و با شیر دادن می خوابید و من کمتر می خوندم 

یا مثلا ماه رمضون رو کلا گذاشتم واسه سوره قدر با اینکه خیلی کمتر از یه ماه وقت گرفت ولی دوست داشتم با این سوره ماه رمضون رو سر کنیم 

با خودم قرار گذشته بودم حین کارای خونه هم بخونم که اغلب یادم می رفت 

خلاصه افتان و خیزان جلو رفتیم تا الان که به لطف خداوند در حال حفظ بیست و پنجمین سوره هستیم (سوره تکویر) 

کاملا گذاشتم بر عهده میل خودش میخواد حفظ کنه میخواد نکنه ... خیلی وقتها ازش تحویل هم نگرفتم 

خودش مایل بود تحویل میداد 

تو این بین به بعضی سوره ها نمی دونم به چه دلیلی خیلی علاقه نشون داد 

اوایل سوره ناس 

بعد ها سوره فیل البته وقتی پهلوانان رو دید و از فیلها ترسید تا یه مدتی سوره فیل رو هم گذاشت کنار نیشخند

بنا به دلایل نا معلومی سوره تکاثر رو خیلی دوست داشت بعد از اینکه یاد گرفتش تا مدتها سوره جدیدی رو نخوندیم چون فقط پیله کرده بود به این سوره و البته سوره اش خیلی خیلی خیلی ایات تکان دهنده ای داره

و بارها برامون هشدار بود 

مخصوصا : لتسئلن یومئذ عن النعیم ش

بعدترها که میشه الان سوره شمس رو خیلی دوست داره 

...

به ندرت پیش اومد شاید به انگشتان یه دست نرسه که بخوام ازش پیش کسی بخونه 

دوست نداشتم که "دیده شدن" بشه دلیل یاد گرفتنش 

خودش داوطلبانه پیش اونایی که دوست داشت می خوند 

گاهی اصلا شروع می کرد به تعلیم دادن 

بس که این سمت "یاد دادن " و " معلمی" رو دوست داره 

گاهی برای عروسکهاش کلاس می ذاشت 

....

البته این حفظ کردن سوره ها من رو در چند موقعیت ناخواسته قرار داد 

چیزی که اصلا قصد ورود به حوزه ش رو نداشتم 

اونم اینه بیشتر سوره های جزء 30 مبحث عذاب و جهنم داشت و گاهی بهشت که کلا دوست نداشتم بگمشون ولی خیلی پیله معانی آیاتی که یاد می گرفت بود 

الان هم هست 

همش می پرسه 

مثلا "اذا الشمس کورت " یعنی چی 

یعنی چی میخواد بگه 

و برای همه آیاتی که تا حالا یاد گرفته 

سعی کردم تا اونجایی که ممکنه ساده ترین معانی رو برای آیات بگم 

مفهموم کلی رو 

دروغ نگفتم تو این مدت حتی جاهایی که خیلی برام سخت بود معانی رو بگم 

خیلی از خداوند برای فهمش و برای تاثیراتش دعا کردم 

.... 

گاهی با این مساله روبرو شدم 

که چون قرآن رو حفظ داشت توقع خیلی ها که می دونستن ازش بالا رفت 

هی می گفتن تو که قرآن بلدی نباید فلان کارا رو بکنی (و من خیلی حرص می خوردم در دل که بابا حالا مثلا ما به تموم آیات عمل می کنیم که از این بچه کوچیک توقع دارین )

گاهی هم کلا این توقعات اصلا به هم ربطی نداشت 

مقاصد شخصی رو به آیات ربط می دادن 

حالا هم خیلی وقته که محمدحسین کمتر روی پا م یخوابه ، یعنی مدت زمانی که روی پا خوابش می بره کمتره 

ولی ما حفظ ایات رو داریم 

سرعتم ولی زیاد نیست 

گاهی روزها هم که کلا حفظ نداریم 

 

 

خلاصه دوره پر فراز و نشیبی بود و هست 

/ 1 نظر / 13 بازدید
مرجان

پارسال كه اين موضوع رو گفتي تصميم گرفتم منم همينكارو بكنم ولي توفيق دست نداد[ناراحت]