124 . شیطان - فرشته

 

نمی دونم از کی و کجا باید موجودات و مفاهیمی مثل "فرشته " ، "شیطان " ، "بهشت " "جهنم " رو توی ذهن یه بچه اوردم

همیشه در مورد وارد کردن اینها درذهن مطهره محتاطم

دوست ندارم شتاب زده و یهویی و بی مقدمه این چیزهای عمیق رو بیارم تو حرفام و تصاویر نادرستی از اونها در ذهن دخترم جا بندازم

اما امروز "شیطان " رو وارد ذهنش کردم

و بعد چون همیشه دوست داشتم اینجا ، جایی باشه برام که روزگاری یادم بمونه چه جوری روند یه کاری رو در مورد مطهره شروع کردم ، خواستم حتما بنویسمش

نشسته بودم پای سیستم و داشتم کاری انجام می دادم و همزمان با مطهره هم حرف می زدم ، می دونستم دل خوشی از اینکه نشستم پای سیستم نداره

قبلا هم براش توضیح داده بودم وقتی دارم کاری رو پای سیستم با دقت انجام میدم و بهش میگم که به چیزی دست نزنه ، لطفا به حرفم گوش کنه و کاری انجام نده که باعث ناراحتی من بشه

وسط حرفاش یهویی اومد و سیم لپ تاپ رو کشید(شارژ لپ تاپ مشکل داره و زود تموم میشه )

دیروز هم در یه اقدام یهویی سیم ماوس رو چنان کشیده بود (البته نه در حین کار من ، بلکه برای اینکه ازم بخواد ماوس رو پیدا کنم )که یه مشکل بدجوری برای پورتش به وجود اومد

بد عصبانی شدم باهاش

بد

جوری که خودم عذاب وجدان گرفتم

خیلی از روانشناسها معتقدن که اگه در مورد بچه ها کار اشتباهی انجام دادین عذرخواهی نکنین چون به اقتدارتون لطمه وارد میشه

من ولی معتقد به این داستان نیستم

به نظرم بچه ها باید بدونن همه آدمها در معرض خطا هستن

حتی پدر و مادری که برای محدوده سنی خاصی برای بچه ها حکم خدا رو دارن

...

خلاصه خیلی بهش بر خورد چون به ندرت پیش بیاد این رفتار رو در موردش انجام بدم

بعد سیستم رو خاموش کردم و دلش رو به دست اوردم

بعد بهش گفتم وقتی کار بدی رو انجام میده

شیطون گولش زده

مثالش رو هم زدم که همین کارت

و بعد بهش گفتم شیطون من رو هم گول زد و گفت که دعوات کنم ، منم حرفش رو گوش کردم و تو رو دعوا کردم

خیلی این مفهموم براش جالب اومد

هی من مثال زدم از گول زدنهای شیطون

هی اون مثال زد

خیلی از شیطون بدش اومد

شروع کرد یه جنگی با شیطون انجام داد و گفت از در انداختمش بیرون و دیگه نمیتونه بیاد تو ، چون در قفله و ما چسب کاری هم کردیم در رو

بهش گفتم شیطون آدم نیست ، فقط یه فکر بده که میاد تو ذهن ما و بهمون میگه فلان کار بد رو بکن

و ...

فعلا همین

منتظریم ببینیم بازخوردهای بعدی چه خواهد بود

از فرشته تا حالا حرف نزدم

توی کتابهاش عکسهاش بوده ولی چیزی سعی کردم بهش نگم ولی جسته پریخته از اینور اونور شنیده که فرشته ها بال دارن و خوبن

هنوز توضیحی نخواسته

بهشت و جهنم رو هم هنوز نگفتم

....

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرجان

راستش من هنوز هم خیلی محتاطم تو گفتن از شیطان و فرشته و بهشت و جهنم چند وقت پیش مادرم بعضی از خصوصیات بهشت رو گفته بود به علی و اون خیلی مشتاق بود که بیشتر بشنوه... قران رو باز کردم و براش از تو قران خصوصیات بهشت و اونایی که میرن تو بهشت رو گفتم اوایلخیلی ذوق دا ش ت وقتی میپرسید من بهشتیم آیا؟ و من میگفتم البته که هستی! اما کمی بعد رفت تو خط اینکه خب اونایی که کار خوب نمیکنن و به مادر پدرسون احترام نمیذارن و. .. کجا میرن؟ گفتم یه اتاقی جایی که مثل بهشت جای قشنگ و خوبی نیست...خلاصه خیلی ذهنش رو د رو گیر کرده بود تا اینکهخودم تصم آمریکا م گرفتم مدتی درین مورد حرف نزنم و سوالاتش رو مفصل و با آب و تاب توضیح ندم....الان کمتر میپرسه فعلا

مرجان

اما در مورد شیطان اولین بار که بهش گفتن شیطان رفته تو جلدت که کارای بد میکنی خیلی ترسید جدا فکر کرده بود هیولایی چیزیرفته تو لباسش!!! الان که کمی بزرگتر شده گاهی با عبارت شیطان رجیم ( که با شیطون و بازیگوشی که بهش میگن قاطی نشه)بهش یاداوری میکنم که همچین موجودی هست ولی بازهم خیلی میترسم که به نظرش دروغ و کلک و اینا بیاد. ولی یه نکته خوب ب اد گرفتم از شما که بهش بگم شیطان یه فکر بده نه یک موجود قابل رویت! ببخشید پرحرفیها رو

شهرزاد

من یه نظری دارم که البته نظر شخصی منه نه نظر روانشناسانه اونم اینه که وقتی بچه کوچیک خودش سوال نکرده یعنی شاید آماده نیست که بدونه ولی وقتی سوال میکنه باید یه جواب درست بشنوه و نه دروغ البته پدر و مادر باید بنا به شناخت بچه شون تمام حقیقت رو نگن و اون قسمتی که براش قابل فهم و بی ضرر هست رو بگن اما هرگز نباید اغراق کنن و دروغ تحویلش بدن یا از جواب دادن طفره برن که در این صورت بچه برای اینکه جوابش رو پیدا کنه سراغ افراد دیگه میره و شاید یه چیزایی بشنوه که مطابق میل ما نیست یا درست نیست البته این حرفا که زدم فقط در مورد بهشت و جهنم و اینا نیست در مورد تمام مسائلیه که توضیحش سخته مثل اینکه مثلاً نی نی از کجا میاد و چه جوری درست میشه و تمام سوالات دیگه ای که جواب دادنش به بچه سخته به نظرم رفتار شما هم به نظر من نزدیک بوده

رباب

مگه شما چقدر تو دارین؟ یا من چند وقته اینجا نیومدم؟ که یکدفعه اینقده باید شوکه بشم! محمد حسین، داداش مطهره. خیلی مبارک باشه. اول تو متن اسمشو دیدم فکر کردم یکی از بچه های فامیله!! مبارک باشه خانم ، انشاالله عاقبت بخیر باشن. التماس دعا یاعلی

بی قرار

سلام دوست گلی همیشه بهت سر میزنم ولی نمیدونم چرا اینقد واسه کامنت گذاشتن تنبل شدم! جمله" شیطون یه فکره بده " خیلی به دلم نشست در پناه خدا

سوده

سلام من هر از گاهی به اینجا سر میزنم و چیزهای خوبی هم ازتون یاد گرفتم ممنون .من هم یه دختر 5 ساله دارمحدود 4 سالگی وقتی در مورد شیطان باهاش حرف زدم واکنشش ترس بود چون نمیتونست تصورش کنه منم بهش گفتم شیطون وهمچنین خدا تو فکر ماست الانم درمورد شیطان خیلی کم صحبت میکنم اگر هم بگم بعدش میگم با اوردن اسم خدا شیطون میره .

پدر

سلام نظر شما در مورد استفاده از سی دی ارین و سی دی جدید اموزش زبان ارین چیه؟

مامان آریا

سلام خوبید ؟ خدا رو شکر موضوع جالبی بود من هنوز در این موارد توضیحی ندادم و با اینکه کلمه فرشته رو هم بارها شنیده اما نپرسیده فرشته کیه و چیه؟ اما توضیح شما خوب بود به نظر خیلی منطقی تر میاد و برای بچه قابل درک تره پیروز باشید

شهرزاد

اون مورد که خودت چی فکرمیکنی ایده خوبی بود در مورد اموزش مسائل دینی وزمانش شاید کتابی باشه من چون تا حالا دقیق نشده بودم نگشتم اما احدایثی دیدم که مثلاً از چه زمانی باید به بچه حمد و صلوات و ... یاد بدیم شاید برای بهشت و جهنم و مقوله آخرت و ... هم چیزی باشه که ما بلد نیستیم مطالعه از کتب بزرگان همیشه بهترین راهه

مامانی

سلام. چه جالب! واقعا آدم وقتی بزرگ میشه یادش نمیاد این مفاهیم انتزاعی رو چجوری و تو چه شرایطی یاد گرفته. واقعا کاش میشد مفهوم مرگ از همون اول یه جور دیگه برا آدم جا میفتاد. ایده تون در مورد شیطان جالب بود. ممنون[گل]