127 . الَى اللَّهِ تَدْعُونَ وَعَلَیْهِ تَدُلُّونَ

 

 

نوشته است :

فکر می کنم آدم ها مثل گیاهان برای رشد کردن  هم به آب و غذا نیاز دارند و هم به نور.

فکر می کنم غذای روح آدم ها نور است.

فکر می کنم باید خودمان را و بچه هایمان را در معرض تابش نور قرار دهیم....

باید هر روز صدای قرآن به گوش بچه ها بخورد.

باید بچه ها را زیاد به جاهای نورانی برد. مثل مسجد....مثل امامزاده ها... مثل هیئت...

یا این جاهای نورانی را به خانه آورد... مثلا با توسل های خانگی...مثلا با ذکر فضائل و مناقب اهل بیت... مثلا با دور کردن ظلمت ها از محیط خانه که دوست ندارم از مصداق خاصی اسم ببرم... ظلمت برای روح، حکم غذای مسموم دارد...

چه بهتر که غذای جسم آدم هم نورانی باشد....

....................................................................................................................

یکی از مستقیم ترین راهها و مطمئن ترین راهها (شایدم تنها راه ) بندگی و اتصال به خدای مهربون راهی هستش که از آشنایی با ائمه و پیاده کردن سیره عملی اونها در زندگیه 

ما هم مثل نویسنده همون وبلاگ برنامه هایی برای باز کردن اون دریچه های نور به زندگیمون داریم ، امیدوارم به لطف همون چراغهای هدایت این دریچه ها همه سقف ها و دیوارهای ظلمت رو در خونه مون از بین ببرن و در معرض نور تمام قرار بگیریم

به تناسب با رشد مطهره کم کمک آشنایی با این چراغهای هدایت رو در روند کارمون قرار داریم

علاوه بر اون ذکرها و دعاها و برنامه های حرم رفتن ها و زیارتها و ..... یک سری هم روایت داستان می کنیم ، اون داستانها رو که راجع به هر امام به مطهره میگم رو اینجا می نویسم( به خصوص اولین داستان آشنایی )

 اما این پست رو کلی می نویسم ، داستانها ان شاءالله بمونه برای پستهای بعدی

این دو تا دعا رو تقریبا هر روز یک بار در برنامه رورانه داریم یا وقتایی که در ماشین هستیم یا همین طوری قبل نمازها (این نواهایی که لینک کردم برامون دلنشین تر بوده )

زیارت جامعه کبیره

 حدیث کسا

این دو تا مداحی و روضه هم خیلی تو خونه مون پخش شده :

تا مدینه یک نفس پرواز کن

امیری حسین و نعم الامیر

 

این نغمه ها هم که جای خودشون رو دیگه باز کردن تو خونه مون

غفلت از یار

به طه به یاسین 1 و 2

خیلی وقتها هم با همسری پیرامون همین دعا ها و اذکار و سیره و احادیث ائمه بحث و گفتگو داریم و یکی از گفتگوهای رایج در خونه مون هستش و سعی می کنیم برای تموم کارهامون حتی خوردن و خوابیدنمون هم آدابی که ائمه اطهار گفتن رو در بیاریم و سعیمون بر عمل باشه

این شعر رو هم که مطهره دوست داره و گوش میده

من بچه شیعه هستم

......

ان شاءالله پستهایی که آشنایی با ائمه و پیامبران رو توش با داستان میگم به همراه این پست تحت موضوع  " دخترم و آشنایی با ائمه و پیامبران " تو این وبلاگ قرار میدم

امیدوارم تلاشها و دست و پا زدنهای ما برای قرار گرفتن در معرض این انوار بی نتیجه نمونه

در پناه خدا

 ....................................................................................................................

پ ن 1 : عنوان بخشی از دعای جامعه کبیره است در توصیف امان به این معنی که " به سوی خداوند دعوت می کنید و به سوی او هدایت می کنید "

پ ن 2 : داشتیم کورمال کورمال با عقل خودمون طریق زندگیمون رو پیش می بردیم بیراهه نبود از راه خودسازی بود ولی بی چراغ و با تکیه بر عقل شخصی ، داستان افتادن مطهره روز نیمه شعبان امسال با یه سری داستانهای دیگه ما رو اورد تو این خط که بدون این چراغها نمیشه راه رفت و باید دست در دست ائمه گذاشت

خیلی خیلی مسیر زندگیمون عوض شد به خصوص برای بابایی

 

پ ن 3 : رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ می فرمایند: » ادبّوا أولادکم علی ثلاث خصال: حبّ نبیّکم، و حبّ أهل بیته، و قراءه القرآن؛اولاد خود را بر سه خصلت تربیت کنید: دوستی پیامبرتان، دوستی اهل بیتش، و قرائت قرآن.

به لطف خدای مهربون مطهره ما تا الان ارادت خاصی به ادمه اطهار داره ، امدوارم در روح و جانش نفوذ کنه و هرگز این راه رو گم نکنه

/ 16 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طفل معصوم

اين ادمايي هم که مي گن به بچه قبل 7 سال چيزي از خدا و پيغمبر نگين (البته بطور مستقيم منظورشونه و گرنه غيرمستقيم که بچه ها درگير اين موضوع مي شن) روانشناساي غربي نيستن ها! آدمايي هستن که براساس احاديث تربيتي مي گن ! منم حسم از احاديثي که مي خونم همينه يه پرانتز هم باز کنم: همون مشاوري که اين حرف رو مي زد مي گفت يه بار يه مادري اومد با کلي شوق و ذوق که بچه من حضرت زهرا رو تو خواب ديده و ايشون کلي براش منبر رفتن و سخنراني کردند. بعد که بصورت خصوصي بابچه صحبت کردند متوجه شدند بچه براي اين که توجه خانواده مذهبي ش رو به خودش جلب کنه يه ذهنيتي به اسم خواب ديدن ايجاد کرده و بدون قصد سو به خانواده ش گفته من حضرت زهرا رو خواب ديدم! مي گفتن بچه ها تو اين سن بيشتر از اين که ائمه براشون مهم باشه براشون توجه و اهميت پدرومادر مهمه ! و چقدر ممکنه مشکلات شخصيتي با اين کارها پيش بياد

مسافر به طفل معصوم

عزیزم فکر کنم در کلیت موضوع خیلی با هم هم عقیده باشیم (جمله آخرت ) در مورد شیطان و فرشته که نوشتم فرشته رو که هنوز چیزی نگفتم ولی خودش اشاراتی داشته (شنیده از اینور و اونور ) شیطان رو هم که گفتم داستانشو غلط یا درستش رو هم نمی دونم ، فعلا که چیزی که دیدم منفعت بوده تا ضرر ... یه روزی سارا(عرفانی ) اون ابتدای امر تاسیس مادربانو میگفت که مطالب تربیتی بنویسم ، بهش گفتم ببین ما خیلی بی تجربه ایم ، کلی ایده تو ذهن داریم که خام هستنو هنوز از بوته امتحان در نیومدن از اینور و اونور شنیدیم ، فکر کردیم و جمع بندی کردیم هنوز هم بچه هامون کوچیکین و نمی دونیم نهایت این روش تربیتیمون که ملقمه ای از همه چیز هست چی بشه چند تا مطلب هم نوشتم ولی کلی بود و وارد ریز موضوعات نشدم حالا همینه واقعا این وبلاگ رو که من زدم اصلش برای خودم بود و تحقیق این موضوع و اینکه خیلی چیزها رو توش نوشتم که بدونم ک و چگونه تفکر رو وارد ذهن مطهره کردم و بعد پیگیری کنم که نهایت اون تفکر چی شد بعد ها شاید برای خود مطهره هم جالب باشه برای من که همیشه جالب هست در مورد همه بچه ها ولی نمونه عملی و حی و حاضرش دختر خودمه که فول تایم کنارشم (اصلا ی

مسافر به طفل معصوم

عزیزم فکر کنم در کلیت موضوع خیلی با هم هم عقیده باشیم (جمله آخرت ) در مورد شیطان و فرشته که نوشتم فرشته رو که هنوز چیزی نگفتم ولی خودش اشاراتی داشته (شنیده از اینور و اونور ) شیطان رو هم که گفتم داستانشو غلط یا درستش رو هم نمی دونم ، فعلا که چیزی که دیدم منفعت بوده تا ضرر

مسافر به طفل معصوم

یه روزی سارا(عرفانی ) اون ابتدای امر تاسیس مادربانو میگفت که مطالب تربیتی بنویسم ، بهش گفتم ببین ما خیلی بی تجربه ایم ، کلی ایده تو ذهن داریم که خام هستنو هنوز از بوته امتحان در نیومدن از اینور و اونور شنیدیم ، فکر کردیم و جمع بندی کردیم هنوز هم بچه هامون کوچیکین و نمی دونیم نهایت این روش تربیتیمون که ملقمه ای از همه چیز هست چی بشه چند تا مطلب هم نوشتم ولی کلی بود و وارد ریز موضوعات نشدم حالا همینه واقعا این وبلاگ رو که من زدم اصلش برای خودم بود و تحقیق این موضوع و اینکه خیلی چیزها رو توش نوشتم که بدونم ک و چگونه تفکر رو وارد ذهن مطهره کردم و بعد پیگیری کنم که نهایت اون تفکر چی شد بعد ها شاید برای خود مطهره هم جالب باشه برای من که همیشه جالب هست در مورد همه بچه ها ولی نمونه عملی و حی و حاضرش دختر خودمه که فول تایم کنارشم (اصلا یکی از دلایلی که دوست داشتم فول تایم کنارش باشم حداقل 7 سال اول رو به خاطر دیدن نحوه وارد شدن این تفکرات در ذهنش بود

مسافر به طفل معصوم

بنابراین خیلی از داده ها اونجور که ما میخوایم حساب شده وارد ذهن بچه ها نمیشن و واقعا ورود خیلی چیزها تو این مورد غیر مترقبه است من خیلی عقاید داتم که در بوته عمل نشد اونجور عمل کنم مثلا همین موضوعات وقتی با هجوم سوالهای مطهره روبرو شدم مجبور شدم وار وادیی بشم که خودم قصدش رو نداشتم مثلا در مورد علی اصغر سوال پرسید (تو مجلس شنید ) مجبور شدم بگم و وبعد همینجوری سلسله وار در مورد امام حسین و حضرت ابولفضل و حضرت زینب ... همه واقعیت هم نگفتیم ولی دروغ هم نگفتیم

مسافر به طفل معصوم

حتی یکی از اقوام کلی کتاب در مورد ائمه (کتاب کودک) اورد که مال بچه اش بود من همش روجمع کردم چون نمی خواستم خیلی چیزا رو توضیح بدم کتاب حضرت یونسش جاموند وچقدر هم مطهره وقتی پیدا کردش و براش خوندم خوشش اومد تازه اون هم کلی سانسور کردم (در مورد بت و اینا چیزی نگفتم) در مورد بقیه هم داستانها روکه نوشتم علت گفتنش رو هم میگم

مسافر به طفل معصوم

پرانتز جالب بود و قابل توجه یه چیزی هم بگم راستش من دوست دارم این مشاورها رو از نزدیک ببینم به خصوص خانواده شون و بچه هاشون رو و ببینم واقعا این چالشها براشون پیش اومده چه جور جواب دادن و حالا نتبجه تربیتشون چی شده یه چیزی هم بگم که تو پاسخهام در مورد شیطان-فرشته نوشتم شاید ما داریم سخت می گیریم من چیز خاصی از کودکیم در این زمینه تو ذهنم نیست .... بماند تازه اول راهیم خدای مهربون خودش ما رو هدایت کنه در پناه خدا

مینا مامان فاطمه

سلام. ممنون از مطلبتون. من هم میخواستم یک برنامه مدون داشته باشم ولی تو مشغله های مختلف فراموش کرده بودم. این پست باعث شد بدنبال نوشتن و اجرای یک برنامه مناسب باشم.

طفل معصوم

اين مي شد يه بحث خوب تو تاپيک تربيت مذهبي باشه ها!! راستش به قول تو ما درحال آزمون و خطاييم! من رويکردم اينه که بچه خودش فطري بره سمت درست ها و اگه غلطي رو مي ره سمتش ما با لطايف الحيل جلوشو بگيريم مي دوني شايد به شخصيت خود من برمي گرده که تو کوچيکي اعتقادات درستي توذهنم "تلقين" شده که الان نمي تونم تصميم بگيرم من الان دارم براساس تلقين ها جلو مي رم يا انتخاب خودمه

مامان آریا

همین طوره غذای روح درد تمام مردم دنیا همینه که به روحشون غذا نمیدن و متاسفانه خودشون هم این رو نمی دونن و سرگردان هستن یا مهدی