164 . از سختیهای مادری

یکی از سختیهای مادری اینه که :

بچه دومت شده باشه یه گولّه ی خوردنی با نمک ، که وقتی می خنده دو تا چال بیفته روی لپهای سفیدشو هی دلبری کنه

اونقدر که هر جا میری ملت نمی تونن خودشون رو کنترل کنن ، هی قربون صدقه و بوس و مهربونی نثارش کنن

تو هی نگاهت زوم باشه رو بزرگه ، ببینی که داره با چشمهای تیزبینی که ازش سراغ داری  اوضاع رو رصد می کنه و "ظاهرا" به کار خودش مشغوله

/ 14 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختر گل

موافقم شدیدا این قدر که نمی تونی اصلا ابراز احساسات کنی من خودم شدیدا دچارشم[ناراحت][قلب]

سارا

آخ آخ گفتی حتی بعضی ها با اینکه این حساسیت ها رو متوجه هستن علنا بزرگه رو پس می زنن و کوچیکه رو تحویل می گیرن.

شهرزاد

میگن رشد کردن درد داره حالا چه جسمی چه معنوی مطهره هم رشد میکنه و یاد میگیره که ناراحت نشه از این موضوع اما خب یه کم درد هم براش داره. سعی کن نگرانیتو بهش نشون ندی تا بفهمه که اصلاٌ مهم نیست البته قبول دارم که سخته

مامان آریا

سلام خوبی خواهر جون ؟ بچه های گلت خوبن ؟ به سلامتی بر گشتین از اراک؟ خانواده خوب بودن ؟ خوش گذشت ؟ اینی که میگی درسته ها ، اما بچه بزرگتره بیشتر از رفتار و واکنش اطرافیان ، نوع رفتار و میزان توجه والدینش و بستگان درجه یکش براش در اولویت قرار داره و قاعدتاً بچه ای که محبت و توجه و احترام کافی و وافی و لازم رو از پدر و مادرش دریافت کنه اینقدر غنی هست که باکیش نباشه اگر اشخاصی توجه خاص تری نسبت به فرزند کوچک تر نشون بدن این تصور منه البته چون بنده چنین تجربه ای ندارم انشاء اله که همین طور باشه اگر اندکی هم غیر از این باشه ، باز هم ایرادی نداره همه چیز برای رشد مطهره از جانب خدا تعیین شده و مسلما مسیری که برای یک فرزند از ابتدا پیشامد میکنه لازمه بهترین رشدی بوده که میتونسته در دنیا داشته باشه حالا چه پیشامدها خوشایند باشن چه نا خوشایند خداوند سایه هیچ پدر و مادری رو از سر فرزندانشون کم نکنه انشاء اله و سایه مهر و عطوفت شما هم بر سر فرزندانتون مستدام باشه

مرجان

آدم دلش میخواد بگه این یکی هم خیلی بچه خوب و با نمکیه ها!!! ولی واقعیت همیته که گفتی بچه ها بیشتر رفتار پدر مادرشون براشون مهمه.

مامان آریا

ممنونم شما لطف داری درباره اراک هم نگران نباش به جان خودم علم غیب ندارم تو کامنت های پست قبلی نوشته بودی اراکی (البته دقیقا نمی دونم شاید پست قبل تریش ) [نیشخند]

مامان آریا

آغا ایمیل بدیم خدمتتون برای عکس ؟ ( پیرو وعده ای که به مامان پانیذ عزیز دادید ، ما رو هم شریک وعده تان بفرمائید ) در مورد سختی ها در رشد باورتون نمیشه گاهی دلم می خواد برای آریا از خدا سختی بخوام دیوونه ام نه ! می ترسم از بی غم بزرگ شدنش

مرجان

اینجا تظرای منو میخوره هر از گاهی[متفکر]

مرجان

آدم اینجور مواقع دلش میخواد دومی رو قایم کنه و به همه جار بزنه که ببینید اولیه هم بانمک و دوست داشتنیه. ها! ولی خب شاید این هم یه پروسه ایه برای بزرگتر شدن بچه ها همونقدر که بفهمن مامان و بابا براش فرق نمیکنه این بچه و اون بچه لطمه عاطفی نمیخورن انشالله

مامان پانیذ

سلام خوبید؟ چه خوب پس من منتظر ایمیلتون هستما[ماچ] خدانگهدار