192 . نظم پریشان و خصلت درد سر ساز

گفته بودم مطهره علاقه خاصی به نظم و چیدمان و این حرفا داره ، بریز و بپاش هم داره ها ولی در حد سن خودش دختر منظمی هستش

ولی این نظم این اواخر برای ما شده بود یه دردسر بزرگ

محمدحسین بریز و بپاش داره به مقتضای سنش

اویل در اتاقش رو می بست و راش نمی داد تو اتاق ، برای از بین بردن حس مالکیت ، بستن در اتاقش رو ممنوع کردیم، یه تخته چوب رو کشو وار گذاشه بودیم جایی که مرز هال بود با سرویسها و اتاق بچه ها ، اینطوری هر وقت می رفت تو اتاق می تونست ، چوب رو بکشه جلوی ورودی اتاق

اون هم شد بلای جونمون ،خدا نمی کرد که بریم دسشویی و یادمون بره که چوب رو بکشیم جلوی ورودی، جیغ و داد بود که به آسمون می رفت که بدویید در رو ببندین که الان محمدحسین میره تو اتاقم و ریخت و پاش می کنه

آخر چاره رو این دیدیم که روزی دو سه ساعت بچه رو بذاریم تو اتاقشون و مطهره رو دعوت کنیم به صبر که اشکالی نداره اگه داداش میریزه و می پاشه، خودمون دوباره مرتبش می کنیم
و این روند چند روز ادامه پیدا کرد تا حساسیت دخترک نسبت به بی نظمی کم شد و پذیرفت که حالا اگه اتاق نا مرتب بشه آسمون به زمین نمی افته  
چند تا توضیح هم خوبه اینجا بدم بعدها اگه خودش خواست ریشه هایی رو در خودش پیدا کنه ، کمکش باشه

یکی اینکه خود مطهره اصولا از همون وقتی که تونست جنب و جوشی داشته باشه ،، کمتر به ریختن و پاشیدن علاقه داشت

معمولا اشیا رو همونجوری که می دیدشون ، علاقه داشت به همون شکل هم بمونن

چیدمانها رو حتی

یعنی همون چیدمان اولیه رو که می دید می خواست بعدها هم همونجوری باشه

الان هم همینجوریه

یعنی مثلا اگه برای اولین بار تو یه ظرف خاص یه غذایی که تا حالا نخورده رو بهش بدی

دفعه بعد هم میخواد اون غذا تو همون ظرف و با همون قاشقی که اون موقع بهش دادی ، داده بده بهش

حتی اگه ماهها گذشته باشه !!!!

حافظه قویی هم داره و تو ذهنش می مونه

و این خیلی وقتها آزار دهنده میشه هم برای ما هم برای خودش

حداقل یه نیم ساعتی وقت و انرژی و اعصاب لازم داره که متقاعد بشه حالا اتفاق خاصی نمی افته اگه تو ظرف دیگه ای باشه و چیدمان دیگری

تو کوچکترین چیزها هم همینطوره ( تو لباسایی که اولین بار با هم پوشیدشون می خواد بارهای بعدی هم همونجوری با هم بپوشدشون ، توی قطار رفت و برگشت میخواد همه چی قبل مثل باشه ، مهمونی ، نشستن توی ماشین ، خوردن ، خوابیدن و ....   ) و زیادی رو این موضوع حساسه من نمونه چنین حساسیتی رو تو هیچ کی ندیدم

خیلی خیلی دوست دارم این خصلت رو که نمی دونم چه جوری توش به وجود آمده بر طرف کنم

این خصلت دقیقا بر عکس خصلت وجودی خودمه ، خودم بسیار راحت با شرایط جدید تطبیق پیدا می کنم

این خصلت خیلی توی وجودم مفید بوده

باعث شده آرامش بیشتری داشته باشم ، اعصابم به هم نریزه تو موقعیتهای جدید و حوادث غیر مترقبه

سریع خوبیهای شرایط جدید رو پیدا کنم و ازش به نفع اهدافم استفاده کنم

نمی دونم به نظرم محمدحسین می تونه نقش عظیمی تو تغییر این خصلت خواهرش داشته باشه

...

اون خصلت مطهره اگرچه در کودکیش خیلی فواید برای ما داشت ولی به نظرم اگه موندگار بشه برای خودش بد میشه

خلاصه که این یه معضلی هستش در خلقیبات دخترک که سعی داریم با شیب آرومی تغییرش بدیم

این هم یه پست محض نمونه واسه قدمت این خصلت در دخترک

 

 

/ 1 نظر / 16 بازدید
مرجان

این نظم خاص واقعا اذیت کننده میشه یعتی یه جوری ادم عبد و بنده نظم میشه و بی نظمی کلافش میکنه.این رو در مورد خودمون ادم بزرگا میگم.بچهها که دنیای خودشون رو دارن مثلا من دیدم ادم اایی که مثل شرمان ساعت خوابشون هم طبق ساعته جوری که اگر یه هومهمون سرزده ای بیاد دیوانه و کلافه میشن! اما در مورد بچه ها... من شنیدم اینا بچه هایی هستن که مغز طبقه بندی سده دارن یعنی قدرت اینکار رو دارن علی هم همینجور شده بود جوری که بچه مهمون رو تو اتاقش راه نمیداد و میگفت اتاقم تعطیله از ترس اینکه بهم بریزن!!! یا شب از شرت خواب چشماش باز نمیشه ولی باید اتاقش رو مرتب میکرد و میخوابید! تا اینکه عمدا سعی کردم عادتی که چشمش به نظم اشیا کرده رو کمی بهم بزنم ... درست یا غلط حس کردم نظمی که بخواد اسیب بزنه بدرد نمیخوره! ببخشید حرافی کردم انشالله همشون سالم و تندرست باشن[لبخند]