120. دخترم و برادرش

 

موقع اذون مغرب 17 دی 92 خدای مهربون نعمتش رو بر ما ارزانی داشت و دختر گلم صاحب یه برادر شد 

امیدوارم از یاران امام عصر باشن و همدیگه رو در راه بندگی خدای مهربون و اطاعت از امام زمانشون یاری کنن 

محتاج دعای خیرتون هستیم 

دعا کنید امانتداران خوبی باشیم 

ببخشید اگر نمی تونم نظرات رو پاسخگو باشم 

/ 23 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یک تجربه ساده

با سلامتی. قدمش مبارک. نامدار باشه ان شاالله. ان شاالله صالح وسالم باشن. و برای هم خواهر برادر خوبی باشن.

بی قرار

سلام عزیزم مبارک باشه تولد محمد حسین عزیز ایشالا سالم و صالح باشه در پناه خدا باشه خانواده 4 نفره تون بووووووس

سارا

سلام اعظم جون منم تبریک گفته بودم. کامنتم نرسیده. انشاالله قدمش پر از خیر و برکت باشه براتون و از بندگان صالح خداوند باشه. انشاالله که خواهرشم باهاش مهربون باشه. توی عکس که خیلی با احتیاط داره باهاش برخورد می کنه...

مامان بهار

سلام عزیزم! مبارک باشه و قدمش خیر براتون ان شاا.. حدسکی زده بودم درست از آب دراومد!...... هورااا.....! خیلی خوشحال شدیم من وبابای بهار وحضور این لطف خدا رو به خونتون تبریک میگیم! خدایا شکرت....

مامان بهار

یه سوال اون موقع که ما شما رو دیدیم شما محمد حسین رو باردار بودی؟

ننه علي

سلام الحمدلله قدم نورسيده مبارك هست مبارك تر باشد ان شاالله مادر تر شدنت مبارك

ما ( من و گاهی بابا )

سلام عزیزم مبارکه توی مکه خیلی به یادتون بودم و دعا گو

الیما

آمین برای دعاتون.....

آشنا

بعد از تبریکات شدید و آرزوی سلامتی برای هرچارتایی و غیره.... برام جالبه که چه اروم کلونی هایی که توش می افتم عوض می شن.... قبل تر ها که دانشجویی بود. بعدتر عروس خانومی و خانه داری و شوهرداری و بعدترش مادری و حالا هم دور و برم داره پر می شه از مامان های به توان دو! فک کنم دارم پیر می شم;-)