203 . چالش صندلی

 

در اولین درگیری بر سر مال و اموال بین خواهر و برادر ، دیروز کلی جنجال بر سر صندلی داشتیم 

محمدحسین تازه یاد گرفته از صندلی بالا بره و طبیعتا خیلی ذوق هم داره 

خواهری هم که اونقدرها از صندلیش استفاده نمی کرده ، میل و رغبتش به صندلی دیروز صدچندان شده بود و خلاصه جیغ و دادی به هوار رفته بود که نگو 

اول قول دادم که یه صندلی دیگه بگیرم ، مطهره خواست که رنگش صورتی باشه و این یکی رو بدیم به محمد حسین 

با خودم فکر کردم که بابا یکی از فواید تععد بچه ها اینه که بچه ها با هم درگیر چنین چالشهایی بشن و در حین این درگیریها کلی چیز یاد بگیرن و بعدش هم خودشون راه حل بدن برای مشکلاتشون 

این شد که به مطهره توضیح دادم که بهتره با هم کنار بیاین و از صندلی دیگه هم فعلا خبری نیست 

صبح امروز وقتی محمدحسین خواب بود و مطهره تازه بیدار شده بود بغلش کردم و گذاشتمش روی صندلیش ...

میگم حالا برو تنهایی با صندلیت کیف کن 

بهش میگم اینجوری بیشتر لذت میبری و کیف می کنی یا وقتی محمدحسین هم میخواد به زور خودش رو جا بده تو صندلی و با هم کل کل می کنین ، میگه اون جوری بهتره 

اصلا الان دوست دارم محمدحسین بیاد تو بغلم دو طبقه ای بشینیم رو صندلی 

با خودم تکرار کردم برای مسائل فیما بین خواهر و برادر من بعد زود راه حل ندم و بذارم خودشون با هم به نتایج قابل قبولی برسن و تا وقتی جان !!! یکی به خطر نیفتاده وارد معرکه شون نشم 

بذارم نهایت استفاده رو از دوتایی بودنشون ببرن 

  

/ 4 نظر / 76 بازدید
مرجان

من از همین الان که علی با امیر ور میره دارم تمرین میکنم اصلا درروابطشون دخالت نکنم تا پای جان در میان بیاد! ولی من تو روابط خواهر برادرهلی فامیل که نگاه میکنم میبینم هر چی پدر مادر کمتر دخالت کنن واقعا روابط بهتر و صمیمانه تر میشه

طفل معصوم

خب این وارد معرکه نشدن قتی دو طرف دعوا هم وزن, از نظر جسم و قدرت بدنی و قدرت مصالحه و صبر و قدرت بیان نیاز و..., نیستند کمی غیرمنطقی نیست؟

مامان پانیذ

خیلی جالب بود از بکار بردن اولین درگیری برسر مال واموال بین خواهروبرادر خندم گرفت.این چیزها طبیعیه بین بچه ها وبعضی وقتها تا بزرگی البته کمترتوبعضی خونواده ها دیدم که ادامه داره.راهکارهاتون همیشه عالی اند.ممنونم اعظم جون.[گل]

ما من و گاهی بابا

نتیجه ای که گرفتی خیلی خوبه ولی فکر کنم دخالت نکردن واقعا سخت باشه...خدا قوت