136 . به سوی تربیت دینی؛ گام صفرم

(به خاطر اینکه اینجا هم به لطف خدا خواننده زیادی نسبتا پیدا کرده تصمیم گرفتم هر چی مطلب مادرانه و تربیتی اینور و اونور نوشتم رو بیارم بذارم اینجا ، یه چند تا مطلب تحت عنوان به سوی تربیت دینی برای مادربانو نوشته بودم که به ترتیب و یک جا اینجا میارموشون )

یکی از شروط اصلی و پایه ای برای حرکت کردن در یک مسیر، دانستن مقصد حرکت است. هر چه که مقصد حرکت واضح تر و روشن تر باشد، طی کردن مسیر ساده تر می شود. برای کسی که می داند به کجا می خواهد برسد، تحمل رنج های راه آسان تر و صبرو بردباری در مقابل سختی های مسیر افزون تر می شود. کسی که جهت حرکت را جوری انتخاب کرده است که به مقصد خاصی برسد، طرح و برنامه رسیدن به مقصد مدون تر است، این چنین شخصی سعی می کند راه های انحرافی را بهتر بشناسد، تا از مقصد نهایی دور نشود.

در طی مسیر تنها سعی کردن مهم نیست، چه بسا شخصی هر روز و هر شب تلاش می کند، بسیار کم استراحت می کند، اما چون جهت حرکت را خوب انتخاب نکرده و طرح و نقشه راه را فراهم نکرده است، هر گامی که بر می دارد او را از مقصد دورتر می کند .

راه تربیت فرزند هم مسیری است که والدین خود انتخاب می کنند، اینکه می خواهند فرزندانشان شبیه که شود، چه آینده ای داشته باشد ، یا حتی چه کاره شود، مقصدی است که والدین برای مسیر حرکتشان انتخاب می کنند . این مقصد را بینش، تجربیات و اعتقادات، کاستی ها، مطالعات و ….  والدین می سازد .

در زمانه ما می شود گفت نسبت به گذشته والدین حساسیت بیشتری نسبت به تربیت فرزند در جهت خاصی که مد نظرشان است، نشان می دهند . این را می شود از رویش انواع و اقسام کلاس های مهارتی که در جامعه رخ می دهد، دریافت . از انواع کلاس های هنری و آموزش زبان های دوم و سوم و … ، ورزشی گرفته تا  فرهنگی و قرآنی و … همه و همه نشان می دهد که اغلب والدین طرح و نقشه خاصی برای بزرگ شدن و آموزش فرزندان خود دارند و وارد جرئیات مسیر شده اند . و این بر خلاف زمان های قدیم است که والدین کلیتی از فرزند پروری در ذهن داشتند که در این مجال فرصت بحث در مورد آن نیست .

اما مقصد حرکت والدین متفاوت است، به همین میزان روش های مختلفی هم برای تربیت فرزند خود انتخاب می کنند . در این سلسله مباحث به طور ویژه، مخاطب ما والدینی هستند که دنبال تربیت دینی فرزندان خود هستند .

عده نسبتا زیادی از والدین جوان بنا بر تربیت دینی فرزندان خود دارند، این را می شود از سر در بعضی وبلاگ های مادرانه هم دریافت، از آدابی که از زمان انعقاد نطفه و حتی پیش از آن رعایت کرده اند، از اصرارشان بر شرکت در مراسم های مذهبی،  از حس و حال نوشته هایشان که بوی اعتقادات دینی می دهد، این ها علاوه بر آن چیزی است که در فضای حقیقی یافت می شود .

می توان خوشبین بود که علی رغم سیل تهاجم های افکار و اعتقادات ضد دینی، عرفان های نو ظهور، اخلاق سکولار و …. هنوز هم عده بسیاری خواهان دانستن و یافتن روش های تربیت دینی فرزندان خود هستند و این به خودی خود نقطه مثبت و ارزشمندی است .

اما آن چیزی که مهم است این است که:

این والدین چه درکی از دین دارند ؟

به نظرشان انسان های تربیت شده دینی چه ویژگی هایی دارند ؟

نگاه آن ها به زندگی و مرگ چگونه است ؟

نگاه آن ها به دنیا و آخرت چگونه است ؟

چقدر در زمینه دین و تربیت دینی و انسان های متدین مطالعه کرده اند ؟

با قرآن به عنوان کتاب زندگی و با نهج البلاغه  به عنوان یک اثر ارزشمند چقدر آشنا هستند ؟

شاخصه های یک زندگی دینی را چه می دانند ؟

خداوند چقدردر زندگیشان حضور دارد ؟

در هنگام سختی ها و خوشی ها خداوند در نظرشان چگونه است ؟

سوال های دینی خود را چگونه پاسخ می دهند ؟

…..

می شود سوالات بسیاری مطرح کرد که پاسخ هر پدر و مادری می تواند به آن متفاوت باشد و به میزان تفاوت در پاسخ ها، روش ها و عملکرد های مختلفی در تربیت فرزند خود اعمال کنند .

هر پاسخ دور و پرتی به این سوال ها، بسیار ساده مسیر حرکت را عوض می کند و ممکن است در طول مسیر، یک بیراهه و یا حتی کوره راه، والدین را از مقصد نهایی دور و دورتر کند و یا به یک هدف پست و پایین دلخوش کند .

به عنوان مادر تازه کاری که قصد تربیت دینی فرزندم را دارم و در ابتدای مسیر حرکت هستم . به طور ویژه ای اعتقاد دارم آنچه در عمل انجام می دهیم و در درون و وجودمان نهادینه شده است، همان چیزی است که به فرزندمان منتقل می کنیم .

حرف ها و صحبت هایی که تنها در حوزه فکرمان مطرح است نمی تواند تاثیر چندانی در تربیت فرزندمان داشته باشد و چه بسا تعارضاتی که افکار و اعمالمان با هم دارند ، فرزندمان را در برزخی از بلاتلکیفی قرار دهد و چه بسا ممکن است روزی علیه آن طغیان کند و از بیخ و بن دین و مذهب را منکر شود، اتفاقی که متاسفانه در نسل جدید کم دیده نمی شود .

اعتقاد دیگری که دارم این است که نقش پدر و مادر در تربیت فرزند، بتن ریزی وگذاشتن پایه های اصلی ساختمان است و نه بیشتر، زیرا معتقدم که هر انسانی به نوبه خود ذی شعور و صاحب اختیار است و ممکن است روزی روش متفاوتی از والدینش را برگزیند، روشی را که شاید متعالیتر و یا پست تر از روش والدینش باشد، اما هر چه باشد ما مامور به وظیفه ایم و به عنوان کسانی که در راستای طولی اراده خداوند فرزندامان را به زمین و زیستن دعوت کرده ایم، باید نهایت تلاش خود را در بالابردن قوه عقل و آگاهی خود به کار گیریم و در پایه ریزی شخصیت فرزندانمان درست عمل کنیم .

به یاری خداوند ادامه دارد …..

/ 1 نظر / 18 بازدید
مامان آریا

سلام خوبی؟ ممنونم دست شما درد نکنه راستش من به این نتیجه رسیدم که " عده بسیاری " دنبال تربیتی دینی نیستن دقیقا به همون دلیلی که "عده بسیاری" دغدغه تربیت دینی خودشون و عمل به دستورات خدا رو ندارن و متاسفانه به نظرم تعداد این گونه افراد به نسبت بقیه بسیار کمه شاید چون شما همه افراد دور و برتون در شعاع های مختلف چند متری تا چند کیلومتری مذهبی هستند فکر می کنید که عده زیادی این دغدغه رو پیدا کردن در حالیکه واقعیت متاسفانه این نیست بله متاسفانه ! و برای ماهایی که در شعاع چند متری مون تا چند کیلومتریم آدمهایی با عقاید مختلف وجود داره کار بسیار مشکل است