182 . ماه هشتم

 

سرعت تغییرات گل پسر ما به لطف خدا ،  این ماه به قدری شدید بود که هی هر روز غافلگیر می شدیم

چهار دست و پا رفتن که تکمیل شد و سرعت گرفت ، الان هیچ جایی از سطح خونه نیست که توسط این نیم وجبی فتح نشده باشه . با سرعت خودش رو به همه جا می رسونه و ازتک  پله های تا بیست سانتی خونه مادر میره بالا ، البته نمی تونه برگرده

میاد تو آشپزخونه و فضولی می کنه ، تو کشوها سرک میکشه ، چندباری دستش مونده لای کشوها

هی میخواد دستش رو بگیره به هر جایی و خودش رو بالا بکشه ، بالاخره تونست روی زانوهاش بایسته و دستاش رو ول کنه و اینقدر عجله داره که این اواخر با گرفتن و بند کردن دستش به صندلی و دیوار و من!!!  پا میشه به زور می ایسته

از سر و کول من هم بالا میره و هی مامان نوردی می کنه

 داره با خواهری وارد بازی می شه ، صبح معمولا قبل مطهره بیداره و تا مطهره بیدار نشده سراغش نمی ره ولی وقتی بیدار بشه از خوشحالی یه لبخند گنده میشینه رو لباش و شبها هی با هم میخندن و برای خوابوندنشون هی باید از هم قایمشون کنن وگرنه ول کن وروجک بازی نمیشن

کلی با هم بازی می کنن

و مطهره این ماه بابت این ارادتهای برادری ، بیشتر دوستش داره

چادر که می پوشم دیگه باید فورا بغلش کنم ، بس کی دوست داره ببرمش بیرون

خودش رو از بغل دیگران میندازه تو بغل من و بابایی

اصواتی که از خودش در میاره ، بیشتر شده

ولی هنوز کلمه خاصی رو نمی گه (با دونستن مفهموم )

ماشالله اشتهاش هم زیاده و من کلی از غذاهای خودمون رو هم بهش می دم ، ولی از بس فعاله خیلی دیگه وزن نگرفته

راستی ، بالاخره هفت ماه و هفت روزش بود که دندون در اورد و یه هفته بعدش دومی رو هم

الان دو تا دندون خیلی با مزه داره

..............

خلاصش که این ماه با این همه تغییرات این وروجک رفت و آمدهای من به این دنیای مجازی هم خیلی کم شد

و مشغولم با این دو فرشته عزیز

خدا برای همه نگه داره و به اونایی که دوست دارن ، روزیشون کنه

 

خدای مهربون نمی تونم شکرگزار نعمتهای بیشمارت باشم منو ببخش

/ 4 نظر / 10 بازدید
مامان آریا

یعنی ها من کشته مرده ی هفت هشت ماهگی بچه ها هستم مخصوصا اگر تپلی باشند آریا هم مثل پسر شما تپلی بود ماشاء اله به محمد حسین دلاور [چشمک]

مامان پانیذ

وااااای عزیییییییزم نازی چقدر نازه این گل پسر حیف که دستم بهش نمیرسه [ماچ]من خیلی این روزهای پر تغییروتحول بچه ها رودوست دارم این روزهای شیرین گوارای وجودتون.خداهروشون روبراتون حفظ کنه ببوسید دودسته ی گل رو[ماچ] خدانگهدار

مامان پانیذ

راستی یادم رفت بگم هشت ماهه شدنش مبارک باشه [دست]

مامانی

واااااااای ماشاالله. شیطنت از چشماش میباره ها[لبخند]