90 . هفته یازدهم

کوچولوی عزیز من سلام

نه اینکه یادت نباشم ها

ولی نشد که اینجا رو به روز کنم

مدتی دستم از نت دور بود

بعدش هم سرم شلوغ بود

بعدشم که خواهر جونت کله پا شد تو یه استخر کوچولو و سه تا دندونش شکست و درگیرش بودیم

و این شد که اینطوری شد

عزیز 2-3 سانتی من که کلی در حد خودت بزرگ شدی و شکل گرفتی

فکر کن تو الان انگشتهات هم قابل تشخیصه

تو حتی اخم هم می کنی

و می مکی

....

وای عزیز دوست داشتنی من

چه خالقی داریم ما

لحظه هایی که من خوابم و بیدار و یا از یاد تو غافلم

اون هست که حواسش به تو هست

و اصلا من چه کاره باشم که برای تو کاری انجام بدم

خودش با دستهای کن فیکونش هوا همه ذرات و موجودات عالم رو داره

چند روز پیش فکر میکردم که ما چقدر زود دو سه کار که داشته باشیم از خیلی کارهای دیگه غافل میشیم ولی خدایی هست که همه هست و بودهای عالم در نظرش عیان و روشنه و لحظه ای از هیچ چیز غافل نیست

توی کوچک

لارو حشره ای در فلان جای عالم

تخم ماهیی در کف فلان اقیانوس

ذره ای در فلان سیاره

همه و همه در ید قدرت و نظارت عالمانه خود خداست

...

موجود دوست داشتنی وجود من

امروز قرار بود خواهری رو ببرم رایوگرافی فک و دندون

نوشته بود ورود خانم های باردار حتی به عنوان همراه ممنوع

نرفتم

یه دل می گفت برو

تازه دخترم رو راضی کرده بودم به دندون پزشکی با هزار زور

ولی

تو چی پس ؟

یه حادثه بس نبود برای خواهری

که تو هم قربانی بشی

راه رو کج کردیم و برگشتیم تا با بابایی بریم ان شاءالله

....

کوچولوی ناز من

هر وقت که تونستی اینها رو بخونی فراموش نکن

که اگه قراره به چیزی دل ببندی

فقط خدا و خداییها ارزش دل بستن داره

دنیا خیلی کوچیک تر ازونه که در کوچه های تاریک و تنگش دلبستگیهای بزرگ پیدا کنی

یادت نره عمرت رو جز در راه طاعت و فرمانبرداری از خدا صرف کنی

که اگر غیر این باشه راهت رو دور کردی

آزادی و وارستگی تو جز با سرسپردن به آستان پر مهر و اقتدار خدا به دست نمیاد

دستت رو بذار تو دستای کسی که هیچ وقت تو رو فراموش نکرد

حتی در این روزها و شبهای آروم و ساکت و تیره درون رحم من

...

تو رو به خدای مهربون

و امام زمانمون که به حال و احوال همه شیعیانش (که ان شاءالله تو هم از دسته اونها هستی ) آگاهه ، می سپارم

...

گل ناز من

شب بخیر

/ 0 نظر / 4 بازدید