144. سه ماهه شدی

سه ماه از زمینی شدن محمدحسین گذشت ، نوزاد کوچیک و ناتوان سه ماه پیش الان کلی عوض شده ، کلی توانایی جدید به دست اورده که همه از معجزاتی است که یکی یکی جلوی چشم ما رخ میده

دستهایی که تحت اراده و کنترلش نبودن الان دارن تحت فرمانش در میان و راه دهنش رو خوب یاد گرفتن و خیلی وقتها تو دهنش هستن و در حال ملچ مولوچ شدن 

همین یه قلم جنس برای من کاقیه که باور کنم میشه روح باشه ، بدن هم باشه ولی ناتوان از این باشی که دستهات به "اراده " تو کار کنن

و این ناتوانی هیچ از ما دور نیست و اگر خدای مهربون نخواد این تاثیر "اراده " حاصل نمیشه

چیزی که تو "خواب " بارها و بارها تجربه اش کردم

محمدحسین هر روز زیباتر و تو دل بروتر و شیرین تر میشه و این خدای مهربون هستش که مهرش رو در دلمون گذاشته و اگر آنی و لحظه ای اون مهر رو برداره ، شاید لحظه ای حاضر نباشیم بی تابیهاش رو تحمل کنیم

سه ماه گذشت از خواهری مطهره ، هنوز هم گاهی کنتاکت داریم ، هنوز هم دوست داره محمدحسین کاش خواهرش بود ، کاش می شد عوضش کنیم و ......

اما خواهرانه ها و مهربانه ها قوی ترن خوشبختانه

کمک هاش هم به من خیلی زیاده(مستقیم و غیر مستقیم )

میتونه باهاش حرف بزنه و توجهش رو به خودش جلب کنه ، کتاب براش بخونه و شعرو داستان تعریف کنه

خلاصه همه چی به لطف خدا مرتبه و ما غرقیم در دریای مهر خدای مهربون

/ 6 نظر / 51 بازدید
معصوم گلی

ماشاءالله چقدر خوشگل شده، چقدر بزرگ شده.. ممنون خدای مهربون، شکرت.. الهی که همیشه سلامت باشید و آرامش همراه هر لحظه تون..

مامان آریا

هزار ماشاء اله خیلییییییییی نازه ببوسش [بغل]

سارا

خدا رو شکر. سه ماهه شدنش مبارک. آره خیلی زود دارن بزرگ می شن. و چون یه بار تجربه کردیم این روزا رو یه جور دیگه به بزرگ شدن شون نگاه می کنیم. راستی خواهر جان. مطالب مادرانه و کوتاه نوشته برسون. راست کار خودته. :دی

پوران

عزیزم ماشالله ما رو هم در لحظات عاشقانه با یار یاد کنید

مرجان

ماشالله چه بزرگ شده براش صدقه بزار تجربه مادری دوباره خیلی باید شیرین باشه!

مامان علیرضا

ای جان عزیزم چقدر ناز و بزرگ شدی فوری