198 . ماه یازدهم

باز هم یه ماه دیگه

در ابتدای ماه یازدهم ذوقمندانه شروع به حرکت کرد البته دو سه قدم اون هم وقتی که من مقابلش بودم و دستام رو براش بالا می کردم و البته وقتی میل مبارکشان می کشید ، خیلی از روزهای این ماه رو درگیر دندون بود و به خاطر این تنظیمات خوابش کلا ریخت به هم و ما (من و آقازاده ) بعضی شبها تا یک و دو بیدار بودیم و این قدمها مال ساعت 12 و نیم به بعد بود

بعد ها تو روز هم گاهی ما رو غافلگیر می کرد و مطهره هم کلی ذوق می کرد و می نشست رو بروش تا بیاد بغلش

نهایت تا شب آخر این ماه که خودش از زمین بلند شد و به سوی یه هدفی غیر از ما پنج شش قدمی برداشت ولی کلا این کار رو با میل مبارک خودش انجام میده ، هر وقت دوست داشت و نه هر وقت ما دوست داشتیم ، نگاهش هم می کنیم یا تشویق کلا بی خیال میشه و میشینه

حاصل اون همه درد فقط یه دندون دیگه بود

تو تکلم هیچ پیشرفت شایانی نکرد ، اگر چه دو هفته ای زودتر از خواهری اولین کلمه ها رو گفت ولی پیشرفتش نسبت به مطهره خیلی کنده

تو این ماه به لطف خدای مهربون روابط فیما بین خواهر و برادر خیلی خوب بود و توی روز یه ساعاتی رو واقعا با هم بازی می کردن ، مخصوصاوقتی پشتی ها رو میوردن و مینداختن وسط خونه

تو این ماه خیلی از اون شیطنت و فضولیش کاسته شد و آرومتر شد خیلی ، اونقدر که می تونست حتی یه ساعت و نیم با چند تا وسیله خودش رو سرگرم کنه و به ما هم کاری نداشته باشه

یعنی کلا یه شباهتهایی تو این زمینه به خواهرش از خودش نشون داد ، اینکه با حلقه ها و یا مکعبهاش مشغول باشه ، حلقه ها رو بندازه تو میله و یا سعی کنه مکعبها رو رو هم بذاره به صورت کاملا خودجوش

تو این ماه به خاطر محرم چند جایی مجلس رفتم و خیلی ها اذعان کردن که بچه های آروم و خوبی دارم

البته مطهره که خودش ماشالله دیگه خودشو راه میبره و کمک دست هم هست ، محمدحسین هم همین که قشقرق راه نمینداخت و شعاع حرکتش به علت همون خجالتی بودن در جمع بانوان کم بود باعث این فکر شده بود ، در کل میشد تو این مجالس با سرگرمی و لطایف الحیل مشغولش کرد

خدا رو شکر به خاطر لطفهای بیکرانش

 

/ 5 نظر / 30 بازدید
مرجان

بسلامتی انشالله هر دوتاشون رو خدا حافظ جسم و روحشون باشه ولی در کل فکر کنم پسر دار شدن دریچه جدیدی از بچه داری رو بهتون نشون بده[چشمک]

مامان پانیذ

سلام اعظم جون مبارک باشه ماه جدید گل پسر[گل][گل][گل] ولی ای کاش عکس رو از روبرو انداخته بودی که چهره ی ماهش رو هم ببینیم.خداحفظش کنه این پسر ناز خجالتی رو [ماچ] خدانگهدار

مامانی

چقدر زود گذشت[عینک][چشمک] خدا حفظشون کنه[گل]

معصومه

سلام خداقوت خداحفظ کنه گلهای زیباتون رو تولد مطهره خانم هم مبارک باشه چه خوب که ماه به ماه و با این دقت نظر تغییرات بچه ها رو ثبت می کنید این بعدا هم از جهت یادآوری خاطرات بسیار لذت بخش خواهد بود و هم با نگاه موشکافانه شما به مباحث تربیتی منبع خوبی برای بررسی سیر تغییرات خواهد بود . در پناه خدا شاد و سلامت باشید

ش

سلام علیکم و خدا قوت. میگم بچه هاتون از نظر ظاهر هیچ شباهتی باهم ندارنا!!!!