178 . دو سوال

نمی دونم برای شما پیش اومده که از این عبارت استفاده کنین...

مثلا اسم بچه تون محمده و یه چیزی پوشیده که همخوانی با فصل نداره یا تابه تای مثلا

بگین " اگه این رو بپوشی همه میگن محمد رو نگاه کن فلان چیزو پوشیده ، همه مسخره ات می کنن " ......

یعنی توجه دادن به نگاه دیگران در مورد کارایی که فکر می کنیم خطاست

استفاده می کنین ؟

چرا ؟

به نظرتون بد نیست استفاده ازش

........................................................................................................

دومین سوال : چقدر به بچه هاتون تعارف کردن رو یاد می دین

یعنی مثلا بهشون میگین اگه تو مهمونی چیزی که بهشون تعارف شده رو هم دوست داشتن ، بر ندارن

خلاصه اینکه چیزی رو بخوان و بگن نه

چرا ؟

به نظرتون بد نیست

/ 15 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختر گل

ما که محمد نداریم ولییییییی 1. به نظرم اگه قراره یاد بگیره که بعدن برا حرف مردم زندگی نکنه و برامون مهمه و قراره بعد ها تو بعضی از مواقع که حالا یا نغع شخصی توشه یا که نه واقعا دوست داریم که سبک زندگیش بشه بهش بگیم که حرفمردم باد هواست نباید حرفو عملمون متافوت باشه اما اگه پدر مادر از اون دست ادمایی ان که با حرف مردم روز و شب می کنن باهاش ناراحت میشن برمیخوره بهشون و اسم شو میذارن ابرو .... [خنثی] 2. این سوال از تو دل سوال قبل در میاد فک کنم همون پدر مادری که بچشونو نسیت به واکنش دیگران حساس می کنن به بچشونم میگن اگه تعارف کردن مثن زودی برندار مسخرت می کننا....[ساکت] البته که خواهند بود کسانی که مورد 1 براشون صادق باشه و 2 نه یا برعکس[چشمک] ببخشید که بیش از تجربیاتم اظهار نظر کردم[خجالت][شرمنده] [نیشخند] [خداحافظ]

معصومه

سلام در پاسخ به سؤال اولتون باید بگم بله متأسفانه شده که اینطور بگم. جالب اینه که همون لحظات که داریم اون جملات رو میگم کاملا آگاهم که اشتباهه! حتی بعضی وقتها حرفم رو نصفه میذارم. فکر میکنم ازون بعد ناخودآگاهم سرچشمه میگیره و علتش همون تربیتیه که میگه دایم خودت رو با نگاه دیگران بازبینی و اصلاح کن. و پاسخ به سؤال دوم: نه تا حالا نگفتم و احتمالا نخواهم گفت. شاید چون خودم خیلی اهل تعارف کردن نیستم و هم به آزاد بودن بچه قایلم. شاید بزرگتر که شدن بچه هام این مسأله برام پیش بیاد و ببینم زیادی بی تعارفند و این در عرف پسندیده نیست و من هم آموزش خودسانسوری رو شروع کنم. که البته بدون شک این هم غلطه. با پستهاتون تلنگرهای خوبی به روزمره مان می زنید. موفق و مؤید باشید

آیه

سلام گفتن اولی رو به بچه واقعا بد می‌دونم. چون این حس رو در بچه به وجود میاره که بخاطر قضاوت دیگران (و نه بخاطر اعتقاد خودش) باید خودش رو عوض کنه یا ازون چیزی که هست بگذره. اما متاسفانه و در کمال شرمندگی چند جایی که مضطر (!) شدم ازش استفاده کردم. البته مثلا در مواقعی که لباسش کثیف بوده و دست و صورتش گفتم اگه بریم فلان جا فلانی (که همبازیش هم هست) ناراحت میگه چرا دوستم لباسش کثیفه کاش تمیز بود و... اما هیچوقت در مورد خوشگل بودن لباس و کفش و ...این رو نگفتم خدا رو شکر. حتی مهمونی هایی هم بوده که دوست داشته با دمپایی بره و اصرار کرده و من دندون رو جگر گذاشتم و هیچی نگفتم! اما مورد دوم رو اصلا و ابدا نگفتم! چون به نظرم مصداق کامل دروغ یاد دادن به بچه س.

مامان آریا

اووه منظورتون از اون جور تعارفها بود ؟ وای من به شدت از کسانی که از اینجور تعارفها می کنن ببخشیدا بیزارم - یعنی تا دهنت رو باز می کنی میگی به به خیلی خوشکله اصرار که بیا مال تو اصلا حس خوبی بهم دست نمی ده و احساس می کنم که دارم تحقیر می شم لذا تنها برای کسانی از چیزی تعریف می کنم که بدونم باهم راحتیم و از این تعارفهای مسخره نمی کنه مثلا یک خانومی هست از دوستان خانوادگی ماست ( من کلا درباره هیچ چیزی تو خونه کسی نه لباس و نه خوردنی و نه پرده نرده تی وی نه بد میگم و نه خوب یعنی اصلا خوشم نمیاد برم جایی و رصد کنم چی داره و تعریف کنم یا تعریف نکنم مگر چیز واضحی خریده باشه که بدونم انتظار تبریک داره

مامان آریا

این کامنت دونی شما البته خیلی بده چون اصلا مشخص نمی کنه که تا کجای کامنتت روگرفته یا باید بگه متن طولانیه یا باید کامل ثبت کنه داشتم می گفتم فرضا می ریم جایی به آریا لطف زیاد دارن و وسیله ای رو می خوان ببخشن و از قضا چیزی بوده که آریا اونجا علاقه بهش نشون داده معمولا اجازه نمی دیم و گاهی هم بر حسب شرایط به ندرت اجازه می دیم و به اونها هم میگیم که نمی خوایم عادت کنه هرجا رفت چیزی رو با خودش بیاره یا انتظار ببخشش اون از طرف میزبان تو وجودش باشه

مرجان

اما در مورد سوال دوم خصلتی که خودم ندارم رو چرا یاد بچه بدم؟! من شده رفتم خونه کسی و شربت اورده من با مررویی تما گفتم من چایی میخوام لطفا[نیشخند] اما علی واقعا تو اینچیزا کمی خجالتیه که حالا کم کم کارای مامانش رو ببینه درست میشه[چشمک]

مامانی

سلام بانو. درمورد سوال اول: بنظرم باید به بچه گفت من این کار شما رو دوست ندارم و این رفتار رفتار یه پسر خوب نیست. چون اگه ارجاعش بدی به اجتماع و دیگران اونوقت یجورایی شاید زندگی کردن برای دیگران رو یادش دادی که خوب خیلی بده.بنظرم اگه بچه به مرور زمان با عرف شایسته جامعه آشنا بشه این قضیه براش حل شدس که البته آشناشدنش با عرف شایسته جامعه به عهده پدر و مادره. و اما سوال دوم:(بابتش کردی کبابم خواهر [هیپنوتیزم]) من خونوادم بشدت تعارفین بشدت ها! و این باعث شد بنده پس از ازدواج خیلی اذیت بشم. خیلی وقتها میشد تو مهمونیها چیزی نمیخوردم چون خونواده همسرم اهل تعارف زیاد نبودن. منم منتظر بودم هی بهم تعارف کنن. کم کم یاد گرفتم تعارف بزارم کنار. البته در حد ادبش خوبه ولی زیاد ابدا و اصلا چون فقط خودت اذیت میشی. بنابراین من که بچمو تعارفی تربیت نمیکنم.

فاطمه

سلام برای اولین بار خوشحالم با اینجا و شما آشنا شدم راستش به نظرم اگر بچه ها رو با خدا توجیه کنیم بهتره مثلا بگیم اگه فلان لباس کثیف رو بپوشی بده چون خدا ناراحت میشه بنده های خوبش با لباسهای کثیف پیش دوستاشون برن بنده های خوب همیشه باید تمیز و مرتب باشن درمورد تعارف هم باز میشه گفت خدا دوست داره ما بقیه رو زیاد تو زحمت نندازیم همیشه دوست داره به اندازه بخوریم و بپوشیم مثلا اگه کسی چیزی خواست بهمون بده اگه دیدم خیلی زیاده نباید قبول کنیم چون شاید اونجور که خدا دوست داره نباشه نمیدونم شایدم خیلی قلمبه سلمبه شد !

مسیر

مجبور بشم استفاده می کنم ولی فقط یه جمله اول را به نظرم کم باشه برای نشون دادن اثر اجتماعی اعمال به بچه ها خوبه و لازمه به شرطی که باعث نشه همش مواظب باشن کسی دربارشون چیزی نگه یا نگران باشن یاد می دم چون تو خانواده ی پدرشون خیلی تعارف مهمه! ولی در کنارش و به سنش یاد می دم که این تعارفات در حد کم و برای مراعات دیگران خوبه و آدم باید مواظب راستی و صداقت باشه در پناه خدا باشین و سالم عزیزم[گل]

مسیر

الان کامنتا رو و توضیحاتت رو البته سریع خوندم منظورم این نبود که دروغ بگن ها ابدا! منظورم این بود که تعارف کردن و نوعی اصرار برای خوردن به مهمان را آن ها زیاد دارن و چون خانواده من و خودم اصلا نداریم این باعث می شه دلخوری های زیادی پیش بیاد من به فاطمه میگم مثال: اگه می خوای دختر عمه ات را به خاطر این که ان ها دلخورنشن نگه داری و تعارفش کنی باید ته ته دلت هم سعی کنی خوشت بیاد ازین کار که دروغ و نمایش نباشه و خب تمرین سختیه به مهمان ها هم همیشه میگم من از تعارف زبانی خوشم نمیاد اصلا ولی خیلی دوست دارم مثل خونه خودت راحت باشین معمولا همین جمله یا شبیهش را می گم به اونهایی که خونشون خیلی خیلی تعارفات کلام یو قسم و آیه دارن عموما هم مهمان ها گفتن خونه ما خیلی راحت هستن خداروشکر خدا کمکون کنه که همیشه حواسمون باشه به راست و دروغ