201 . یک سال گذشت

یک سال از روزی که یه کوچولوی زرد دوست داشتنی وارد جمع خانواده ما شد ، گذشت

همون کوچولویی که اراده کنترل اعضای بدنش رو نداشت و حالا روی  دو پا راه میره و با دیدن هر چیزی در دست ما می گه "بده بده " و لبخندهای دلبرانه شیطنت آمیز دوست داشتنی میزنه

همون کوچولویی که جا رو برای خواهرش تنگ کرد و عرصه میدان تک تازیهاش رو ازش گرفت

ولی الان وقتی تو خونه نباشه خواهری همش میگه مامان دلم برای محمد حسین تنگ شده ، چرا نمیری بیاریش

همون کوچولویی که حالا شده یه پسر بچه دوست داشتنی هفت دندونه که کارهایی می کنه که ما رو به تعجب وا می داره که کِی و کجا اینا رو یاد گرفته

پسرک عزیزم یک سالگیت مبارک

تا همیشه عمر "بنده خدا" باش

در نهایت تسلیم و خضوع

 

 

 

/ 7 نظر / 28 بازدید
معصومه

ای جان ماشاءالله خداحفظش کنه سالروز دوباره مادر شدنتون مبارک در مسیر "بنده خدا"پروری موفق و مؤید باشید ان شاءالله

سبیه عمه

تفلدش مباااااارک[گل][قلب][دست][ماچ][هورا]

مرجان

عزیززززززم مبارک باشه. ماشالله خدا حفظش کنه

مامان پانیذ

سلام تولد گل پسر باکلی تاخیر مبارک باشه عزییییییییییزم ان شاءالله که عاقبت بشند هردوگلهای زندگیتون[ماچ][قلب][گل][گل][گل]

ما من و گاهی بابا

زنده صد و بیست ساله باشه ان شاء الله