128 . اتمام زردی

تو پست قبل نوشتم که محمدحسین رو واسه زردی دو شب بیمارستان بستری کردیم ، بعد از مرخص شدن ، هنوزهم کمی زرد بود

همچنان به خودمون دلداری می دادیم که خوب شده و این مقدار زردی کاملا طبیعیه

هرکسی خونه مامانم میومدمی گفت کمی زرد هستش ولی خب مااونقدرها اهمیت نمی دادیم و فکر می کردیم طبیعی باشه

تا روز شونزدهمش که واقعا زرد بود و همسری داشت متقاعد می شد که دوباره ببریمش بیمارستان ، ولی چون دو روز بعدش بلیط داشتیم من گفتم اگر ببریم بیمارستان و مجبور به بستری بشیم تارخ حرکتمون عقب میفته و من که واقعا دوست داشتم برگردم خونه ، راضی نشدم

مشهد که اوردیمش ، بازهم زرد بود ، روز بیستم عمه محمدحسین اونو دید و گفت که خیلی زرده

روز بیست و یکم رفتیم جایی که تست زردی میکردن بدون خونگیری ، زردیش بالا بود حدود 17 در ناحیه صورت گفت چون گروه خونی من Oمثبت و محمدحسین B مثبت (شبیه بابایی ) شده زردی طولانی شده

دو شب دستگاه خونه اوردیم و کاملا مفید ازش استفاده کردیم با روشهایی که بابایی طرح ریزی کرد حتی وقتی شیرش میدادم هم در معرض نور بود

خیلی خسته کننده بود ، شعاع چرخش من حول محمدحسین حداکثر یه متر بود

بابایی به همه امور خونه و مطهره رسیذگی می کرد و به من میگفت شما فقط مواظب محمدحسین باش

وقتی بردیم دستگاه رو تحویل بدیم دوباره تست گرفت حدود 12 بود

گفت برای اطمینان یک شب دیگه ببرین

بازهم روز از نو روزی از نو

جمعه شب دوباره تست کرد حدود 11

گفت به نسبت نوردهی که داشتین عدد بالاییه و تغییرات خیلی کمه

آدرس یه دکتر رو داد و گفت به تجویزش عمل کنین ، خیلی با تجربه است

خیلی نگران شده بودیم

دکتر که بردیم بعد معاینه فوری قرص فنوباربیتال نوشت

بابایی تو این مدت اینقدردرمورد زردی تو اینترنت تحقیق کرده بود که مطمئنم میتونه یه پایان نامه پر و پمون در موردش ارایه بده

در مورد این قرص هم نوشته بودن که برای تشنج و صرع و اینهاست

تصمیم گرفتیم قرص رو ندیم ، رفتیم یه دکتر خیلی با تجربه ، گفت تا چهل روز صبر کنید و اگر خوب نشد ببرین دکتر متخصص کبد

تو این مدت خیلی نگران بودیم ، مخصوصا بابایی

از عوارض زردی می ترسیدیم

همه راههای طب سنتی رو هم امتحان کردیم

از شیر خشت و ترنجبین و قطره بیلی ناستر و سه شب آب پوست کدو به نوزاد  (به همراه سه هفته روزی سه لیوان آب سیب خودم )

با هیچکدوم تغییر خاصی رخ نداد واقعا نگران بودیم

روز سی و هفتم با یکی از دوستان راجع به قرص فنوبابیتال صحبت کردم

با توجه به تخصصش تحقیقاتی کرد و گفت که اگر به هیچ روشی نشه بیلی روبین خون رو کاهش داد از این قرصها استفاده میشه و در این مورد فوایدش به عوارضش می چربه

قرصها رو شروع کردیم برای 6 روز ، روزی دو وعده و هر بار نصف قرص تجویز شده بود

روز چهارم بود و تغییراتی رخ نداده بود ، رفته بودیم حرم اونجا کلی دعا کردیم ، به خصوص بابایی که کلی دعا و توسل کرد

برگشتیم خونه ، رنگ و روش واقعا تغییرات محسوسی کرد ، فردا هم نصف قرص رو دادیم

و بعد اون دیگه زردآلوی مامان به هلوی مامان تبدیل شده بود ، آرزوم بود رنگ سفیدی چشماش رنگ سفیدی چشمهای مطهره بشه

من و بابایی که تاثیر حرم و دعا رو بیشتر دخیل دونستیم تو بهبودش یا هر روش دیگه ای رو و معتقدیم حرم تراپی زردیش رو از بین برد

خدا رو شکر

روز 51 ش هم بردیمش ختنه کردیم ، چون دکتر گفته بوذ تا زردیش خوب نشده ختنه نکنیم ، به تعویق افتاده بود

امروز روز 56 ام محمدحسینه ، حیلی طول کشید تا این پست طولانی رو بنویسم

هم حس و هم وقت درست و درمون پیدا نمی شد 

امیدوارم پستهای بعدی کوتاهتر و زودتر باشه

/ 2 نظر / 37 بازدید
مامان آریا

خدا روشکر الهی جای چشم بندش پیداست به یاد آریا افتادم ما هم پدرمون در اومد تا زردیش خوب شد ولی نه دیگه اندازه شما تجربه بهم ثابت کرده که یکی دو شب بیشتر توی بیمارستان بودنشون اندازه یک هفته یا بیشتر زیر این چراغهای اجاره ای می ارزه و تاثیر گذاره یعنی میزان زردی ای که با دو شب تو بیمارستان موندن پائین میاد اندازه دو هفته تو خونه بودنه

یک تجربه ساده

با سلامتی. با استرس تمام پست روخوندم. خدا رو شکر. راستی حجامت هم برای زردی خیلی موثره. یکی از دوستانمون تجربه کرده و به شدت راضی بود. اسم جدید وبلاگتون مبارک.